#شاهچراغ
#فضایل و_ شخصیت حضرت احمد_ بن_ موسی(ع)
حضرت سید امیر احمد علیه السلام ملقب به شاهچراغ(ع) و سید السادات الاعاظم فرزند بزرگوار امام موسی بن جعفر(ع) و برادر امام علی بن موسی الرضا(ع) است. در میان فرزندان حضرت موسی الکاظم احمد به کرم و جلالت و شجاعت و عبادت از همه امتیاز داشت و شبها تا صبح به عبادت مشغول بود و در عمر خود هزار بنده را خرید و در را ه خدا آزاد کرد. شیخ مفیدرحمت الله علیه در کتاب خود به نام “ارشاد” می نویسد: «حضرت احمد بن موسی (ع) جلیل القدر، کریم و پرهیزکار بود و حضرت موسی بن جعفر(ع) او را دوست و مقدم می داشت و مزرعه خود که معروف به “یسیره” بود به او بخشید. می گویند حضرت احمد بن موسی(ع) هزار بنده خرید و همگی را آزاد کرد. حسن بن محمد بن یحیی از قول جدش برای من نقل کرد، شنیدم از اسماعیل فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) که می گفت:” پدرم با فرزندان خود از شهر مدینه به سوی برخی از اموال خود بیرون رفت و با احمد بن موسی(ع) بیست مرد همراه بودند و آنان چنان مراتب احترام و ادب نسبت به آن جناب به جای می آوردند که هر گاه احمد می نشست آن ها هم می نشستند و چون بر می خواست بر می خاستند. در عین حال پدرم آن چنان احمد را دوست می داشت که چون او از پدر غافل می گردید پدرم مخفیانه با گوشه چشم بر او نگاه های گرم و محبت آمیز می نمود و چشم از وی بر نمی داشت و تا احمد از جمع ما خارج نمی گشت ما متفرق نمی شدیم".»
علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار جلد۱، با توجه عظمت مقام و شخصیت ممتاز حضرت احمد بن موسی(ع) می نویسد:« پس از اشاعه خبر شهادت امام موسی بن جعفر (ع) مردم به خاطر جلالت و وفور عبادت، نشر شریعت و کرامات حضرت احمد بن موسی (ع) برای بیعت با او به عنوان امام هشتم اجتماع کردند، حضرت احمد بن موسی به منبر رفته و خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت بیان فرمودند سپس اظهار داشت:” پس از پدرم، برادرم امام رضا امام هشتم شیعیان و خلیفه به حق و ولی خداست و اطاعت او از جانب خدا و رسولش به من و شما واجب است پس از آن حضرت احمد بن موسی(ع) از فضایل و کمالات برادرش امام رضا (ع) سخن گفت، آنگاه شیعیان در حالیکه حضرت احمد بن موسی(ع) پیشاپیش آنها حرکت می کرد خدمت حضرت ثامن الائمه علیه السلام رسیدند و با آن حضرت بیعت کردند. امام رضا علیه السلام در حق برادرش احمد دعا نمودند و اظها رداشتند:” همچنان که حق را پنهان نداشته و ضایع نکردی خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگرداند.”
#شاهچراغ
#فضایل و_ شخصیت حضرت احمد_ بن_ موسی(ع)
حضرت سید امیر احمد علیه السلام ملقب به شاهچراغ(ع) و سید السادات الاعاظم فرزند بزرگوار امام موسی بن جعفر(ع) و برادر امام علی بن موسی الرضا(ع) است. در میان فرزندان حضرت موسی الکاظم احمد به کرم و جلالت و شجاعت و عبادت از همه امتیاز داشت و شبها تا صبح به عبادت مشغول بود و در عمر خود هزار بنده را خرید و در را ه خدا آزاد کرد. شیخ مفیدرحمت الله علیه در کتاب خود به نام “ارشاد” می نویسد: «حضرت احمد بن موسی (ع) جلیل القدر، کریم و پرهیزکار بود و حضرت موسی بن جعفر(ع) او را دوست و مقدم می داشت و مزرعه خود که معروف به “یسیره” بود به او بخشید. می گویند حضرت احمد بن موسی(ع) هزار بنده خرید و همگی را آزاد کرد. حسن بن محمد بن یحیی از قول جدش برای من نقل کرد، شنیدم از اسماعیل فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) که می گفت:” پدرم با فرزندان خود از شهر مدینه به سوی برخی از اموال خود بیرون رفت و با احمد بن موسی(ع) بیست مرد همراه بودند و آنان چنان مراتب احترام و ادب نسبت به آن جناب به جای می آوردند که هر گاه احمد می نشست آن ها هم می نشستند و چون بر می خواست بر می خاستند. در عین حال پدرم آن چنان احمد را دوست می داشت که چون او از پدر غافل می گردید پدرم مخفیانه با گوشه چشم بر او نگاه های گرم و محبت آمیز می نمود و چشم از وی بر نمی داشت و تا احمد از جمع ما خارج نمی گشت ما متفرق نمی شدیم".»
علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار جلد۱، با توجه عظمت مقام و شخصیت ممتاز حضرت احمد بن موسی(ع) می نویسد:« پس از اشاعه خبر شهادت امام موسی بن جعفر (ع) مردم به خاطر جلالت و وفور عبادت، نشر شریعت و کرامات حضرت احمد بن موسی (ع) برای بیعت با او به عنوان امام هشتم اجتماع کردند، حضرت احمد بن موسی به منبر رفته و خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت بیان فرمودند سپس اظهار داشت:” پس از پدرم، برادرم امام رضا امام هشتم شیعیان و خلیفه به حق و ولی خداست و اطاعت او از جانب خدا و رسولش به من و شما واجب است پس از آن حضرت احمد بن موسی(ع) از فضایل و کمالات برادرش امام رضا (ع) سخن گفت، آنگاه شیعیان در حالیکه حضرت احمد بن موسی(ع) پیشاپیش آنها حرکت می کرد خدمت حضرت ثامن الائمه علیه السلام رسیدند و با آن حضرت بیعت کردند. امام رضا علیه السلام در حق برادرش احمد دعا نمودند و اظها رداشتند:” همچنان که حق را پنهان نداشته و ضایع نکردی خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگرداند.”
#من-یک-زن-مسلمان-هستم.
#حریم عفاف در کلام استاد مطهری
آیه ی 59- 60 سوره ی احزاب چنین است:
یا اَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِاَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابیبِهِنَّ ذٰلِکَ اَدْنی ٰ اَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللّٰهُ غَفوراً رحیماً (59) لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقونَ وَالَّذینَ فی قُلوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَ لایُجاوِرونَکَ فیها اِلاّ قَلیلاً (60) . .
ای پیغمبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جِلبابهای (روسریها) خویش را به خود نزدیک سازند. این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می آورند، از کارهای خود دست برندارند ما تو را علیه ایشان خواهیم برانگیخت. در آن وقت فقط مدت کمی در مجاورت تو خواهند زیست.
در این آیه دو مطلب را باید مورد دقت قرار داد: یکی اینکه «جلباب» چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟ دیگر اینکه آنچه به عنوان علت و فایده ی این دستور ذکر شده که «شناخته شوند و مورد آزار واقع نشوند» چه معنی دارد؟ .
اما مطلب اول: در اینکه جلباب چه نوع لباسی را می گویند کلمات مفسرین و لغویّین مختلف است و به دست آوردن معنای صحیح کلمه دشوار می باشد.
درالمنجدمی نویسد: اَلْجِلْبابُ: اَلْقَمیصُ اَوِ الثَّوْبُ الْواسِعُ. . جلباب پیراهن یا لباس گشاد است.
درمفردات راغب که کتاب دقیق و معتبری است و مخصوص شرح لغتهای قرآن نگاشته شده است می گوید: «اَلْجَلابیبُ: اَلْقُمُصُ وَ الْخُمُرُ» (یعنی پیراهن و روسری) .
قاموس می گوید:
وَالْجِلْبابُ کَسِرْدابٍ وَ سِنِّمارٍ: اَلْقَمیصُ وَ ثَوْبٌ واسِعٌ لِلْمَرْأَةِ دونَ الْمِلْحَفَةِ اَوْ ما تُغَطّیِ بِهِ ثیابَها مِنْ فَوْقٍ کَالْمِلْحَفَةِ، اَوْ هُوَ الْخِمارُ. .
جلباب عبارت است از پیراهن و یک جامه ی گشاد و بزرگ کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه های خویش را می پوشد، یا چارقد.
ولی ضمن تفسیر آیه می گوید:
اَیْ قُلْ لِهٰؤُلاءِ فَلْیَسْتُرْنَ مَوْضِعَ الْجَیْبِ بِالْجِلْبابِ وَ هُوَ الْمُلائَةُ الَّتی تَشْتَمِلُ بِهَا الْمَرْأَةُ. .
مقصود این است که با روپوشی که زن به خود می گیرد محل گریبان را بپوشاند.
بعد می گوید:«و گفته شده است که جلباب همان چارقد است و مقصود آیه این است که زنان آزاد در وقت بیرون رفتن پیشانیها و سرها را بپوشانند. » .
چنانکه ملاحظه می فرمایید معنی «جلباب» از نظر مفسران چندان روشن نیست.
آنچه صحیحتر به نظر می رسد این است که در اصل لغت کلمه ی «جلباب» شامل هر جامه ی وسیع می شده است ولی غالباً در مورد روسریهایی که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده است به کار می رفته است. ضمناً معلوم می شود دو نوع روسری برای زنان معمول بوده است: یک نوع روسریهای کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» می نامیده اند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده می کرده اند. نوع دیگر روسریهای بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است. این معنی با روایاتی که در آنها لفظ «جلباب» ذکر شده است نیز سازگار است، مانند روایت عبیداللّٰه حلبی که در تفسیر آیه ی 60 سوره ی نور نقل کردیم. مضمونش این بود که در مورد زنان سالخورده جایز است خمار و جلباب را کنار بگذارند و نگاه به موی آنها مانعی ندارد. از این جمله فهمیده می شود که جلباب وسیله ی پوشانیدن موی سر بوده است.
همچنین در روایات دیگر درکافی [1]در تفسیر همان آیه وارد شده است که حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «اَلْخِمارُ وَالْجِلْبابُ اِذا کانَتِ الْمَرْأَةُ مُسِنَّةً» یعنی وقتی زن سالخورده ای باشد جایز است چارقد و روسری را زمین بگذارد.
و اما مطلب دوم یعنی بحث در علتی که برای این دستور ذکر شده است:
مفسرین گفته اند: گروهی از منافقین اوایل شب که هوا تازه تاریک می شد در کوچه ها و معابر مزاحم کنیزان می شدند. البته برای کنیزان چنانکه قبلاً گفتیم پوشانیدن سر واجب نبوده است. گاهی از اوقات این جوانان مزاحم و فاسد متعرض زنان آزاد نیز می شدند و بعد مدعی می شدند که ما نفهمیدیم آزاد زن است و پنداشتیم کنیز است.
لذا به زنان آزاد دستور داده شد که بدون جلباب یعنی درحقیقت بدون لباس کامل از خانه خارج نشوند تا کاملاً از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت و اذیت قرار نگیرند.
از توصیه های اخلاقی آیت الله قاضی طباطبیی (ره)
در رفع گرفتاری
علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
«اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء: بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد.»
اجابت دعا در لقمه حلال