#در_آستانه_ماه_رمضان
#توصیه_پیامبر_ص_را_در_آستانه_ماه_مبارک_رمضان_بخوانید.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آخرین جمعه ماه شعبان خطبه ای ایراد فرمودند که : «یا ایها الناس ان انفسکم مرهونة باعمالکم ففکوها باستغفارکم»1 مردم شما آزاد نیستید؛ در قفس هستید و نمی دانید که در قفس هستید. گناهانتان شما را در قفس زندانی کرده است. در ماه مبارک رمضان با استغفار خود را آزاد کنید.
انسان گناهکار بدهکار است و بدهکار باید گرو بسپرد. اینجا خانه و زمین را به عنوان گرو قبول نمی کنند؛ بلکه جان را به گرو می گیرند. آنکه می گوید من هر چه بخواهم می کنم، هر جا بخواهم می روم و هر چه بخواهم می گویم، او اسیر است؛ آزاد نیست. برده هوس و آز است نه آزاد.
هیچ ارزشی در اسلام به اندازه ارزش آزادی نیست. علی (ع) می فرماید:
«من ترک الشهوات کان حرّا»[2]؛ آزاد کسی است که شهوات را ترک کند. معصومین (علیهم السلام) در بسیاری از کلمات به ما آموخته اند که آزاد بشوید. آزاد شدن از دشمن بیرونی چندان سخت نیست. آزاد شدن از دشمن درونی مهم است.
راه تشخیص بنده بودن یا آزاد بودن این است که اگر به دلخواه خود عمل می کنیم معلوم می شود در قفس آز و طمع زندانی هستیم؛ و اگر به خواسته خدای سبحان عمل کنیم، آزاد هستیم. انسان آزاد به غیر خدا نمی اندیشد.
از برجسته ترین وظائف در ماه مبارک رمضان آزاد شدن و رهیدن است. انسان باید این قفسها و این میله های پولادین را که با دست خود ساخته بشکند. راه آزادی، استغفار و طلب آمرزش است. از این رو گفته اند در شبانه روز چندین بار بگویید «استغفر الله ربی و اتوب الیه».
ماه رمضان، ماه آزاد شدن است؛ هر روز که می گذرد، یک بند از بندهایی که با دست خود تنیده ایم، باید بگسلد تا آزاد شویم. بهترین راه برای آزاد شدن پی بردن به حکمت های عبادات است.
[1] الامالی و المجالس صدوق، ص 85، مجلس 20، ح 4. عیون اخبار الرضا، ج1، ص 295.
[2] بحار، ج 74،ص 239.حکمت عبادات، ص 129
#شوق_فرا_رسیدن_ماه_رمضان_برای_لقاء_الله
اگر روح شوق به لقاء الهی داشته باشد، شاد و با نشاط است
آیت الله العظمی جواد آملی در درس اخلاق هفتگی خود اظهار داشتند:
آنها که اهل سیر و سلوکاند سال عبادی و اخلاقیشان را از اول ماه مبارک رمضان شروع میکنند و ماه شعبان, آخر سال آنهاست و تمام سعی و کوشش آنها این است که در آخر سال همه حقوق الهی را از عهده خود خارج کنند که با یک احرام پاک وارد ماه مبارک رمضان بشوند.
این مرجع تقلید اظهار داشتند:
در بعضی از تعبیرات دینی آمده که صراط مستقیمی که ما مأموریم آن را طی کنیم هم باریکتر از موست, هم تیزتر از شمشیر؛ این حرف بدین معنا است که معرفت به صراط از شناخت و دیدن موی باریک، دشوار تر و عمل به آن از رفتن روی شمشیر تیز، دشوار تر است.
این مفسر قرآن کریم افزودند:
اگر صراط, باریکتر از موست چطور برای بعضی میدان وسیع است و اگر رفتن این کار از لبه شمشیر تیز دشوارتر است چرا فرمود: ﴿لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ﴾ این دین, سهل است؟ این سؤال همراه با بعضی از سؤالهای دیگر یکجا طرح میشود و یکجا جواب داده میشود, پس صراط از نظر معرفتشناسی باریکتر از موست و از نظر عمل, دشوارتر از رفتن روی لبه تیز شمشیر.
ایشان بیان داشتند: در امور معنوی بر خلاف امور مادی اینگونه است که می شود از یک طرف دوری باشد و از طرف دیگر نزدیکی، و لذا ما اگر رابطه بین خود و خدا را بررسی کنیم می بینیم آنها که الهی نمی اندیشند از خدا دورترند اما خدا به آنها نزدیک است.
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با بیان اینکه درک دین کار آسانی نیست، بیان داشتند:
این صراط مستقیم, درک دین، کار آسانی نیست آن ظرایف دین کار آسانی نیست از مو باریکتر و عمل به آن هم خیلی سخت است اینکه عمل به دین برای بعضی ها سخت و برای بعضی آسان است برای این است که مثلا وقتی ماه رمضان فرا می رسد آنهایی که بدنی فکر می کنند غصه دار می شوند که من آب می خواهم، نان می خواهم ولی آنهایی که الهی می اندیشند، اصلا منتظرند ماه رمضان شروع شود و حتی در شوق دیدار آن شادند و مشتاق حضور ماه رمضان هستند.
این مفسر قرآن کریم عنوان کردند:
انسان روح و بدن دارد، اساس روح است نه بدن. اگر روح ملکوتی اندیشید درد را احساس نمی کند، بدن او آب نمی خواهد نه اینکه آب بخواهد و تحمل کند، چون اگر انسان در حال نشاط کاری ار انجام دهد، مریض نمی شود.
#این_افراد_هیزم_جهنم_می_شوند؟!
از نظر قرآن، انسان در مسیر درکات و هبوط و سقوط به جایی میرسد که از حیوان هم پستتر میشود؛ زیرا حیوان، مقدراتی دارد که خدا برای او تعیین کرده است.
این مقدرات برای او همان حدّ و اندازهای است که مقتضی شأن و شئون اوست؛ چنانکه مقدرات جماد و یا گیاه نیز اینگونه است. پس برای آنها تنقیص و کاهش درجه نیست؛ زیرا خدا میفرماید:وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا؛ و هر چیزى را آفرید و بدان گونه که درخور آن بود اندازهگیرى کرد. (فرقان، آیه 2) همچنین میفرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛ موسی گفت: پروردگار ما کسی است که به هر چیزی خلقتی بخشید که در خور آن است، سپس هدایت کرد. (طه، آیه 50).
اما انسان با آنکه خلقتی مناسب برای او مقدر شده که مقام مکرمان (اسراء، آیه 70) و احسن تقویم است (تین، آیه 4)؛ ولی به سبب داشتن اراده و حق انتخاب (انسان، آیه 3) میتواند در دو مسیر صعود یا سقوط گام بردارد و بر درجات خویش بیفزاید یا در درکات سقوط کند؛ این سقوط در حالی است که اگر گاو، گاو است و درکی از گاو بودن ندارد، یا اگر دارد، از آن اندوهگین نیست و حسرت نمیخورد؛ زیرا گاو یا هر موجودی دیگر حتی فرشتگان در مقام معلوم خود هستند که خدا برایشان مقدر کرده است (صافات، آیات 164 تا 166)؛ اما انسان در حالی مثلا فرشته میشود که انسان است؛ یا انسان در درکات وقتی گاو میشود، انسان گاو است، یا وقتی گیاه و هیزم خشک میشود، «انسان هیزم خشک» است. (جن، آیه 15)
از نظر قرآن بدترین حالت آن است که انسان، نه تنها انسان سنگ شود، بلکه انسان زغالسنگ شود که سوخت دوزخ است. خدا میفرماید: إِنَّکُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ؛ در حقیقت شما و آنچه غیر از خدا مىپرستید، هیزم دوزخ هستید، شما در آن وارد خواهید شد. (انبیاء، آیه 98)
واژه «حصب» به معنای سنگریزه است که به سادگی پرتاب میشود. همچنین به سنگریزههای سرخرنگ نیز گفته میشود، از همین رو بیماری سرخجه را حصبه میگویند. البته در زبان عربی به چوبهای ریز و زغال سنگ که برای افزایش آتش استفاده میشود نیز حصب میگویند. بر این اساس، برخی از انسانها سوخت زغالی یا چوبی دوزخ میشوند که درکات دیگر به آتش آنان، فروزان است. از همین رو، در قرآن از انسان سوختها یاد میشود، چنانکه میفرماید:ای کسانی که ایمان آوردهاید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شدهاند که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمیکنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (به طور کامل) اجرا میکنند! (تحریم، آیه 6)
خدا همچنین میفرماید: پس اگر چنین نکنید- که هرگز نخواهید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها [بتها]است که برای کافران، آماده شده است! (بقره، آیه 24) پس از نظر قرآن، این «انسان زغال سنگ»ها در کنار دیگر سوختها، سوخت اصلی دوزخ را تامین میکنند.
#خانم_اصلاح_طلب_از_خدا_بترسید_حجاب_حکم_اسلام_است.
#قسمت_اول
در روزهایی که شاهدیم افراد معلوم الحال و سکولاری با حکم الهی حجاب مبارزه می کنند متاسفانه شاهدیم برخی از چهره های سیاسی با ژست روشنفکری به حجاب زنان جامعه می تازند و آن را زیر سوال می برند. فاطمه راکعی، دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش در اظهار نظری نابجا گفته است: « در رابطه با حجاب اجباری ما به هیچ اجباری معتقد نیستم در اسلام حتی در مورد نماز که جزوی از واجبات هست هم اجباری وجود ندارد. به هر حال حجاب به هر دلیلی به صورت قانون درآمده است. اما این برخوردها مسایلی که در این زمینه وجود دارد را تشدید می کند. شیوه برخورد این چنینی به حل مسئله کمک نمی کند و باید مسئله به صورت قانونی حل شود و نباید این را به عنوان اجبار در قانون لحاظ کنند»ـ ایسنا
متاسفانه خلط بین احکام فردی و اجتماعی یک مغالطه بزرگ در کلام ایشان است، در بحث روزه هم اجبار فردی به ظاهر نیست اما مگر کسی که در خانه روزه خواری می کند حق دارد که در ملاء عام در ماه رمضان مرتکب چنین گناه بزرگی بشود!. قطعا کسی که در مکانهای عمومی روزه خواری نماید تعزیر شرعی می شود. کشوری که بر اساس اسلام است و هزاران شهید برای اعتلای نام اسلامی آن داده شده؛ باید قانونش هم مطابق با قرآن و اسلام باشد، چرا مسئله به این سادگی را نمی فهمید.
رهبر انقلاب درباره حجاب در سخنرانی خود نسبت به افراد سکولار به ظاهر مسلمان که در این روزها مسئله حجاب اجباری را مطرح می کنند چنین موضع گرفته اند:
« … آنچه بنده را حسّاس میکند، این است که ناگهان شما میبینید از دهان یک گروهی از افرادی که جزو خواص محسوب میشوند، مسئلهی «حجاب اجباری» مطرح می شود؛ معنایش این است که یک عدّهای نادانسته -حالا من میگویم نادانسته؛ انشاءالله نادانسته است- همان خطّی را دنبال میکنند که دشمن با آنهمه خرج نتوانسته است آن خط را در کشور به نتیجه برساند؛ همان خط را دارند دنبال میکنند؛ در بین اینها روزنامهنگار هست، در بین اینها روشنفکرنما هست، در بین اینها آخوند و معمّم هست.
[میگویند] «امام که فرمودند باید زنها باحجاب باشند، همهی زنها را نگفتند»! حرف بیخود! ما بودیم آنوقت، ما خبر داریم؛ چطور اینجور است؟ امام در مقابل یک منکر واضحی که بهوسیلهی پهلوی و دنبالههای پهلوی در کشور به وجود آمده بود، مثل کوه ایستاد، گفت باید حجاب وجود داشته باشد. در مقابل همهی منکرات، امام همینجور محکم ایستاد. همان وقت بحث تجارت مشروبات الکلی بود؛ ما در شورای انقلاب بودیم، جلسات مشترکی با دولت داشتیم، همان وقت کسانی بودند که معتقد بودند تجارت مشروبات الکلی برای کشور فایده دارد، ما از این فایده چطور صرفنظر کنیم؛ مایل بودند این تجارت ادامه پیدا بکند، از بیرون شراب بیاورند. امام قرصومحکم ایستاد؛ در مقابل حرام الهی، امام بزرگوار میایستاد و ایستاد؛ این حرام الهی بود.
حالا آقا از آن طرف درآمده [میگوید] که «آقا! این گناه که مثلاً از غیبت بزرگتر نیست؛ چرا شما در مقابل غیبت کسی را تعقیب نمیکنید، در مقابل این [کار] که مثلاً روسری را بردارد یا بیحجابباشد، تعقیب میکنید». ببینید چه [خطایی]؟ عدم تشخیص؛ آنچه انسان [از آن] رنج می برد، این است که تشخیص نیست. ما که نگفتیم اگر کسی در خانهی خودش در مقابل نامحرم روسریاش را برداشت، ما او را تعقیب می کنیم؛ [خیر] ما او را تعقیب نمی کنیم، در خانهی خودش است، کار شخصی میکند.
آن کاری که در ملأ انجام می گیرد، در خیابان انجام می گیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکلیف ایجاد میکند. حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی بهصورت آشکار در کشور انجام بگیرد.
حالا یک نفر یک غلطی برای خودش میکند، [به] کنار، آن بین خودش و خدا است؛ امّا آنچه در مقابل چشم مردم است، در محیط جامعه است، حکومت اسلامی -مثل حکومت امیرالمؤمنین، مثل حکومت پیغمبر- وظیفه دارد در مقابل آن بایستد. این منطقی که میگوید «آقا شما اجازه بدهید مردم خودشان انتخاب بکنند»، خب در مورد شرابفروشی هم هست؛ شراب را هم آزاد کنیم در کشور، هر کسی خودش دلش میخواهد بخورد، هر کس نمیخواهد نخورد! این حرف شد؟ در مورد همهی گناهان بزرگ اجتماعی، این حرف وجود دارد؛ این حرف شد؟ شارع مقدّس بر حکومت اسلامی تکلیف کرده است که مانع از رواج حرام الهی در جامعه بشود؛ حکومت اسلامی موظّف است در مقابل حرام بایستد، در مقابل گناه بایستد.
امروز ما در داخل کشور، مفتخریم به حجاب زنانمان؛ زنان ما با چادر -که یک حجاب ایرانی است؛ چادر، حجاب ایرانی است- و با حجاب اسلامی، به بالاترین رتبههای علمی رسیدهاند، به بالاترین رتبههای هنری و فرهنگی رسیدهاند، جزو برجستهترینها شدند، در مسائل اجتماعی اثرگذاری کردند؛ درعینحال خانهداریشان را هم کردند، بچّهشان را هم تربیت کردند، شوهرداری هم کردند. اینکه ما بیاییم قوانین را همینطور دائم دُور بزنیم برای اینکه یک جوری میل غلط انحرافی فرهنگ غربی را در کشورمان ایجاد کنیم، خطای بزرگی است؛ یک عدّهای این خطا را میکنند.»
#خانم_اصلاح_طلب_از_خدا_بترسید_حجاب_حکم_اسلام_است.
#قسمت_دوم
شاید این مطالب را هم بپسندید:
حجاب زنان جامعه ما مبارزه با نظام استکباری و طاغوت است
مقاله حجاب از دیدگاه امام خمینی
حجاب ؛ اجباری یا اختیاری، فردی یا اجتماعی؟!
برخورد با بد حجابی در سیره معصومین
اکنون ترفندی که مخالفان حجاب در این زمینه در پیش گرفتهاند، این است که با به کار بردن کلمه «اجبار»، مساله را به نحو خاصی طراحی میکنند که مخاطب، گرفتار نوعی بازیِ باخت-باخت شود.
وقتی مساله به این صورت مطرح میشود که «آیا اسلام طرفدار حجاب اجباری است؟» هرپاسخی، باخت موضع شما در قبال حکم اسلام را قطعی کرده است: اگر گفتید «نیست»، یکی از واجبات اسلام را که مورد اتفاق شیعه و سنی است انکار کردهاید؛ و اگر هم گفتید «هست»، بار منفی کلمه «اجبار» در دورهای که شعار آزادی مهمترین محور ارزشگذاریها شده، چنان بر دوش شما سنگینی میکند که از اسلام چهرهای خشن ارائه میگردد و موجب میشود فضاهای عاطفی بر تحلیل منطقی غلبه کند.
نباید در دام شیطان قرار بگیریم تا نتیجه این حرفها مقابله با اسلام به اسم اسلام باشد. قطعا با وجود حکم حجاب در قرآن کریم که جزو واجبات است و همچنین نظر اسلام شناسان و فقها که در کتابهای فقهی خود به صراحت حکم حجاب را مطرح کرده اند چنین اظهار نظرهای نسنجیده ای را نمی توان از جهل دانست و این نوع حرف زدن ها مبارزه با دین و احکام الهی و بدعت هست که بخواهند بی حجابی اجباری را تئوریزه کنند!. چنین افرادی با وجود اینهمه ادله برای حجاب اگر بویی از مسلمانی برده باشند از خدا می ترسند و به این راحتی احکام الهی را در رسانه ها تغییر نمی دهند.
مقابله با احکم الهی و تفسیر نابجای آن از عمد کار پیاده نظام شیطان هست و افراد باید هشیار باشند که شیطان از زبان آنها سخن نراند، امیر المومنین درباره چنین افرادی در نهج البلاغه شریف می فرمایند:
«فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِم»؛ شیطان با چشم اینها نگاه میکند و به زبان اینها سخن میگوید. وقتی اینها حرف میزنند، شما خیال میکنید که خودشان حرف میزنند. این طور نیست و در واقع شیطان است که از زبان اینها سخن میگوید. «فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَل»؛ آن قدر شیطان در آنها نفوذ میکند که دست و زبانشان را تسخیر میکند و آنها را به لغزش وامی دارد. «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الْخَطَل»؛ گناهان بزرگ و زشت را برای آنها جلوه میدهد و زینت میکند تا بدان علاقه مند شوند و سراغش بروند. این کار کسی است که شیطان او را در قلمرو قدرت خود شریک کرده است و آن نقشی را که باید خودش ایفا کند به عهده اینها میگذارد.
جالب است بدانید عده ای که دم از اسلام و اصلاحات می زنند و درباطن به دنبال فساد و نابودی اعتقادات مردم هستند اینگونه شرح حالشان در قرآن کریم داده شده است:«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِن لاَّ یَشْعُرُونَ».و چون به آنها گفته شود: در روى زمین فساد نکنید گویند: جز این نیست که ما اصلاح گریم. آگاه باش که آنها فسادگرانند و لکن نمى فهمند!
طرح چنین افکاری به اسم اسلام همان موریانه وار عمل کردن شیطان در پایه های اعتقادی جامعه اسلامی است که برخی روزنامه ها و رسانه ها از جنبه های مختلف مطرح می کنند تا این منکر الهی را معروف سازند. قطعا ترویج فکر شیطانی بی حجابی اجباری زمینه ساز فروپاشی بنیانهای اعتقادی مردم و جامعه خواهد شد و زمینه ساز فروپاشی بنیانهای اعتقادی جامعه و افزایش وحشتناک مفاسد اخلاقی خواهیم بود که همان خواسته شیطان و ایادی شیطان هست.