#دلتنگ_کربلا
بسم رب الحسین(ع)
حسین جان…!!!
همه دارند به پابوسی تو می آیند!
طبق معمول من بی سرو پا جا ماندم…
#روایت_جابر
#قسمت_دوم
#جابر_بن_عبدلله_انصاری_و_زیارت_امام_حسین_ع_در_روز_اربعین
ورود جابر صحابى بزرگ پیامبر اسلام(صلى اللهعلیه وآله) به کربلا در اربعینحسینى براى زیارتقبر پاک آن حضرت و سایر شهداى راه خدا، در واقع این هدف را دنبال مى کرد که سدّ خفقان را بشکند و راه را براى زایران حسینى بگشاید تا با زیارتپرشورشان پرچم عاشورارا در کربلا برافرازند و خاطره شهیدان را همواره زنده نگه دارند و مبارزه دامنه دارى را از این طریق بر ضدّ دشمن آغاز کنند.
اضافه بر این، زیارتاین صحابى بزرگ، درسى است براى نابخردانى که از زیارتقبور اولیاءالله به خاطر کج فهمى و عدم درک حقیقت تعلیمات اسلام، ممانعت به عمل مى آورند.
مطابق نقل سید بن طاووس کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در کربلا با جابر و یارانش ملاقات کردند و با گریه و ناله و زارى به استقبال یکدیگر شتافتند و چند روزى را در کربلا به اقامه عزا پرداختند.
مقرّم در مقتل خود این واقعه را چنین بیان می کند که: پس از سه روز عزادارى، امام سجّاد(علیه السلام) چاره اى جز این ندید که دستور حرکت از کربلا را به سوى مدینه صادر نماید، چرا که مى دید عمه هایش و زنان و کودکان، شب و روز آرام و قرار ندارند و به نوحه و گریه مى پردازند. از کنار قبرى برمى خیزند و در جوار قبرى دیگر مى نشینند (خوف آن بود که آنجا جان خود را از دست دهند).
کاروان به سوى مدینه روانه شد در آن حال جناب امّ کلثوم(علیها السلام) اشعار جانسوزى را خطاب به مدینه خواند (که چند بیت از آن چنین است):
«مَدینَهَ جَدِّنا لاتَقْبَلینا * فَبِالْحَسَراتِ وَالاَْحْزانِ جِیْنا
خَرَجْنا مِنْکِ بِالاَْهْلینَ جَمْعا * رَجَعْنا لارِجـالَ وَلا بَنینا
وَرَهْطُکَ یا رَسُولَ اللهِ اُضْحُوا * عَرایـا بِالطُّفُوفِ مُسَلَّبینا
اَفاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ اِلَى السَّبایا * بَناتُکِ فِى الْبِلادِ مُشَتَّتینا
فَلَوْ دامَتْ حَیاتُکِ لَمْ تَزالی * اِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ تَنْدُبینا
اَلا یـا جَدَّنا قَتَلوُا حُسَیْنا * وَلَمْ یَرْعَوْا جِنابَ اللهِ فینا
لَقَدْ هَتَکُوا النِّساءَ وَحَمَّلُوها * عَلَى الاَْقْتابِ قَهْراً اَجْمَعینا»
(اى مدینه جدّ ما، مپذیر ما را، چرا که با حسرت و حزن به سویت آمده ایم!
از نزد تو با همه خویشاوندان بیرون رفتیم، ولى اکنون بدون مردان و فرزندان بازگشتیم!
اى رسول خدا! خاندانت قربانى شدند و بدنهایشان در صحراى گرم کربلا عریان گردید و [اموالشان] غارت شد.
اى فاطمه! اگر به دختران اسیرت که در شهرها پراکنده [و گردانده] شدند نگاه مى کردى؛ و زندگى ات در دنیا جاویدان بود، پیوسته تا قیامتناله مى کردى!
اى جدّ ما! حسین را کشتند و حرمت الهى را درباره ما رعایت نکردند.
به زنان بى احترامى نمودند و به زور آنها را بر شتران تندخو سوار کردند).
منبع:مقتل الحسین مقرّم
#ره_توشه_اربعین
#دلائل_ورود_اسرا_به_کربلا_در_اربعین
#قسمت_اول
پرسش : چه دلایلی بر امکان ورود کاروان اسیران به کربلا در روز اربعینوجود دارد؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: به چند دلیل، امکان ورود اهل بیتحسینى(علیه السلام) را در اربعیناول به کربلا نمى توان به کلّى انکار کرد، بلکه با بررسی آنها و جمع بین اقوال ورود آنها به کربلا تقویت می شود:
1. تصریح مورّخانى قبل از سید بن طاووس: هرچند برخى از محققان گفته اند که این سخن نخستین بار توسط سید بن طاووس در قرن هفتم مطرح شد، ولى جستجوى تاریخى نشان مى دهد، پیش از آن بزرگوار و یا معاصر با وى دیگران نیز این مطلب را ابراز داشته اند، که در اینجا به برخى از آنان اشاره مى کنیم:
الف) ابوریحان بیرونى (متوفاى 440 ق) در الآثار الباقیه مى نویسد: «در بیستم ماه صفر بعد از خروج اهل بیتاز شام، سرهاى مبارک شهدا به کربلا آورده شد و کنار بدن ها دفن گردید».
ب) عماد الدین طبرى آملى (متوفاى اوایل قرن ششم) در کتاب بشاره المصطفى به آن تصریح کرده است؛ وى در این کتاب پس از نقل ماجراى زیارتجابر و عطیهآورده است: در این میان جمعیتى را دیدند از مسیر شام به کربلا نزدیک مى شود. جابر به عطیهگفت: برو ببین اینها چه کسانى هستند؟
عطیه رفت و برگشت و به جابر گفت: اى جابر، برخیز و از حرم رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) استقبال کن؛ چراکه حضرت زین العابدین(علیه السلام) به همراه عمه ها و خواهرانش مى آیند.
جابر برخاست و با سروپاى برهنه به استقبال آن کاروان شتافت؛ وقتى که به امام زین العابدین(علیه السلام) نزدیک شد، امام به او فرمود: «اَنَْتَ جابرٌ»؛ (تو جابرى؟) پاسخ داد: آرى، امام فرمود: «یا جابِرُ هیهُنا وَ اللهِ قُتِلَتْ رِجالُنا، وَ ذُبِحَتْ اَطْفالُنا، وَ سُبِیَتْ نِساوُنا، وَ حُرِّقَتْ خِیامُنا»؛ (اى جابر به خدا سوگند! اینجا مردان ما کشته شدند، اطفال ما سربریده شد، زنان ما اسیر گردیده و خیمه هاى ما سوزانده شد).
ج) ابن نما(متوفاى اواخر قرن هفتم) در مثیر الاحزانماجراى ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کربلا و ملاقات با جابر را با صراحت نقل کرده است.
منبع:گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، سعید داودی و مهدی رستم نژاد،(زیر نظر آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى)، امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، 1388 ه. ش
#ره_توشه_اربعین
#دلائل_ورود_اسرا_به_کربلا_در_اربعین
#قسمت_دوم
بنابراین، مطابق نقل ها، ورود اهل بیت(علیهم السلام) در اربعیناوّل به کربلا بعید به نظر نمى رسد.
2. الحاق سرهاى شهدا به بدن ها: همچنین برخى دیگر از صاحب نظران هر چند به این مطلب (ورود اهل بیتدر اربعینبه کربلا) تصریح نکرده اند، ولى لازمه سخنانشان مطلب فوق است. آنان که مى نویسند: امام سجاد(علیه السلام) سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را به کربلا آورد و به بدن پدر بزرگوارش ملحق کرد. و یا مى نویسند: سر مبارکش به کربلا برگردانده شد، هرچند نام امام سجاد(علیه السلام) را ذکر نکرده اند. این سخن با ضمیمه این نکته که ورود آن حضرت به کربلا را، جز در اربعینحسینى ننوشته اند، والحاق سر نیز فقط توسط آن حضرت صورت گرفت، مى توان نتیجه گرفت که ورود آنان به کربلا و الحاق سرها در همان بیستم صفر بوده است به پاره اى از این اقوال اشاره مى کنیم:
الف) شیخ صدوق(متوفاى 381 ق) مى نویسد: «امام سجاد(علیه السلام) با اهل بیت(علیهم السلام) به همراه سرهاى مبارک شهیدان (از دمشق) خارج شدند و سرهاى مقدس را به کربلا باز گردانند و (به خاک سپردند)».
ب) فتّال نیشابورى (متوفاى 508 ق) نیز مى نویسد: «خَرَجَ عَلیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) بِالنِّسْوَهِ، وَ رَدَّ رَاْسَ الْحُسَیْنِ الى کَرْبَلاءَ»؛ (امام على بن الحسین(علیه السلام) همراه با زنان، سر امام حسین(علیه السلام) را به کربلا بازگرداند).
ج) ابن شهر آشوب (متوفاى 588 ق) نیز در مناقب، اعاده سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را به بدنش ذکر کرده است.
د) عالم بزرگ اهل سنّت سبط بن جوزى (متوفاى 654 ق) نیز مى نویسد: «لاَْشْهَرُ اَنَّهُ رُدَّ الى کَرْبِلاءَ فَدُفِنَ مَعَ الْجَسَدِ»؛ (قول مشهورتر آن است که سر مبارک آن حضرت به کربلا آورده شد و در کنار پیکر مطهرش دفن گردید).
هـ) علاّمه مجلسى نیز مى نویسد: «مشهور میان علماى امامیهآن است که سر مبارک آن حضرت کنار پیکر شریفش به خاک سپرده شد و این کار توسط امام على بن الحسین(علیه السلام) انجام گرفت».
و) شبلنجى عالم بزرگ اهل سنتنیز مى نویسد: «امامیه معتقد است بعد از چهلروز از شهادت امام حسین(علیه السلام) سر مطهر آن حضرت به بدنش در کربلا ملحق شد».
بنابراین، با توجّه به این نکته که سرهاى شهدا به کربلا بازگردانده شد و آن هم توسط امام سجّاد(علیه السلام)صورت گرفت و در کنار بدن هاى مطهّر به خاک سپرده شد و از سوى دیگر نقل نشده است که آن حضرت پس از ورود به مدینه، سرها را به کربلا آورده باشد و یا کاروان را به مدینه فرستاده و خود به تنهایى به کربلا آمده باشد؛ مى توان از آن استفاده کرد که امام سجّاد(علیه السلام) همراه خواهران و عمه ها و دیگر بازماندگان حادثه عاشورابه کربلا آمده است (همانگونکه شیخ صدوقو فتّال نیشابورى به آن تصریح کرده اند) و ضمن دفن سرهاى شهیدان، بار دیگر با شهداى کربلا تجدید خاطره نمودند؛ هرچند در پاره اى از این نقل ها نیامده است که آن روز، بیستم صفر و یا با روز ورود جابر بن عبدالله همراه بوده است، امّا در پاره اى دیگر از نقل ها به آن تصریح شده است (مانند سخن ابوریحان بیرونى) و آنها که انتقال سرها را به کربلا آورده اند، نیز تاریخ دیگرى ذکر نکرده اند؛ لذا با توجه به سخن کسانى که معتقدند ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کربلا در بیستم صفر بوده، مى توان نتیجه گرفت که الحاق سرها توسط امام سجاد(علیه السلام) همراه دیگر اعضاى کاروان در همان روز اتفاق افتاده است.
نکته قابل توجه دیگر آن که در روایات متعددى آمده است که آسمان و زمین چهلروز پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) بر آن حضرت گریستند؛ ممکن است این غم و اندوه آسمان و زمین که از روز شهادت سالار شهیدان اتفاق افتاد، تا روزى که سرها به بدن ها ملحق شد، ادامه داشت و پس از چهلروز که این کار انجام شد، کاینات قرار و آرام یافتند!
3. سنّت زیارتاربعین: مى دانیم که از سنّت هاى بیستم صفر و اربعینحسینى زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) است. در روایتى از امام حسن عسکرى(علیه السلام) آمده است: «نشانه هاى مومن پنج چیز است: به جا آوردن پنجاه و یک رکعت نمازدر هر شب و روز (17 رکعت نماز واجبو 34 رکعت نافله) و زیارتاربعین (امام حسین(علیه السلام)) و انگشتر بر دست راست نهادن، و پیشانى را به هنگام سجده، بر خاک گذاردن و بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازبلند گفتن».
همچنین براى این روز زیارتمخصوصى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است.
از گذشته دور تا زمان ما، هر زمان که شیعیان فرصتى پیدا مى کردند، روز اربعینحسینى را به کربلا مى رفتند و با شور و هیجان و اخلاص، آن حضرت را زیارتمى نمودند. در این سال ها نیز میلیون ها عاشق دلسوخته، اربعینرا به کربلا مى روند و شهیدان کربلا را زیارتمى کنند.
اکنون پرسش آن است که چرا چنین زیارتى در این روز مستحبشمرده شد؟
مرحوم علاّمه مجلسى در زاد المعاد مى نویسد: «چون جابر که از بزرگان صحابهبود، اساس این کار را گذاشت، مى تواند دلیل فضیلت زیارتآن حضرت در این روز شده باشد» ولى با این حال، احتمال مى دهد وجوه دیگرى داشته باشد که بر ما مخفى است.
#ره_توشه_اربعین
#دلائل_ورود_اسرا_به_کربلا_در_اربعین
#قسمت_سوم
امّا به نظر مى رسد که نمى تواند این همه اهتمام نسبت به زیارتاربعین و آن را از علایم مومن شمردن و نقل زیارتنامه اى مخصوص از سوى امام صادق(علیه السلام)، به صرف زیارت آن حضرت از سوى جابر بن عبدالله انصارى در اربعینباشد؛ به ویژه آنکه زیارت اربعین ویژه امام حسین(علیه السلام) است و درباره هیچ یک از دیگر معصومان چنین زیارتى وارد نشده است. بلکه همانطور که دانشمند بزرگ و محقّق شهیر ابوریحان بیرونى گفته است: «وَفِی الْعِشْرینَ رُدَّ رَاْسُ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) الى جُثَّتِهِ حَتّى دُفِنَ مَعَ جُثَّتِهِ، وَ فیهِ زِیارَهُ الاَْرْبَعینَ»؛ (در بیستم صفر سر مطهّر امام حسین(علیه السلام) به پیکرش بازگردانده شد و همراه آن به خاک سپرده شد و در همین روز زیارتاربعین وارد شده است)، زیارتاربعین پس از الحاق سر آن حضرت به بدنش در روز بیستم صفر، سنّت گردید و مى دانیم سر مبارک آن حضرت توسط امام سجاد(علیه السلام) به کربلا آورده شد؛ لذا به نظر مى رسد که این همه اهمیّت زیارت اربعین نه به خاطر زیارتآن حضرت توسط جابر عبدالله انصارى در چنین روزى است، بلکه به سبب الحاق سرهاى شهدا در این روز توسط امام سجاد(علیه السلام) و زیارتآن قبور پاک، توسط امام(علیه السلام) و کاروان حرم حسینى در اربعیناست و این عمل، از شعایر مهم شیعهو در کنار 51 رکعت نمازو سجدهبر خاک، مطرح شد.
از این رو، علاّمه مجلسى در زادالمعاد مى نویسد: «مشهور آن است که سبب تاکید زیارت آن حضرت در این روز، آن است که امام زین العابدین(علیه السلام) با سایر اهل بیتدر این روز بعد از مراجعت از شام به کربلاى معلّى وارد شدند و سرهاى مطهّر شهداء را به بدن هاى ایشان ملحق کردند».هرچند خود او ورود آنها را در بیستم صفر به کربلا بعید مى داند، ولى سخنان وى نشان مى دهد که در زمان مرحوم علاّمه مجلسى نیز این نکته مشهور بوده است که اهمیت زیارتاربعین، به سبب زیارتشهداى کربلا و الحاق سرها به بدن ها توسط امام زین العابدین(علیه السلام) بوده است.
در نتیجه با توجه به این نکته که اربعینفى حدّ نفسه امتیازى ندارد، آن گونه که شب هاى جمعه و نیمه شعبان و لیالى قدر و عیدَیْن و عرفه، بر سایر ایام و لیالى امتیاز دارند، باید در اربعینامام حسین(علیه السلام) حادثه ویژه اى اتفاق افتاده باشد که آن را از سایر روزهاى قبل و بعدش ممتاز ساخته باشد و این جز با الحاق سرهاى شهدا به بدن هایشان و زیارتقبور شهدا توسط امام سجاد(علیه السلام) و کاروان همراه، نمى تواند باشد.