#با_پای_دل
#کمپین_باکاروان_اربعین
#ناب_11
از عاشورا تا اربعین
فرازهایی از زیارت اربعین
از امام صادق علیهالسلام روایت شده که فرمودهاند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت میکنی و میگویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آنگاه امام صادق علیهالسلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیهالسلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.
اولین زائر
از عطیه روایت شده که در روز اربعین، با جابر بن عبداللّه انصاری به زیارت قبر امام حسین علیهالسلام رفتیم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر غسل کرده و بر سر قبر حضرت رفت و گفت: «دست مرا بر قبر گذار.» چون دستش به قبر رسید بیهوش شد و وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین، سپس گفت: «آیا دوست، جواب دوست را نمیدهد؟ چگونه جواب میدهی در حالی که سرت را از بدن جدا کردهاند.» و گفت: «سوگند به خدا که ما نیز در آن جا حضور داشتیم.» من گفتم: چگونه؟ در حالی که شمشیری نزدیم، و این گروه مابین سرو بدنشان جدایی افتاده و اولادشان اسیر شده و [ما…]، جابر گفت: «از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان محشور میشود و هر که عمل مردمی را دوست داشته باشد، در عمل ایشان شریک شود. همانا دوست ایشان به بهشت بازگشت نماید و دشمن ایشان به دوزخ بازگردد.
دیدار اهلبیت از شهدای کربلا در روز اربعین
سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف آورده است: زمانی که اهلبیت حضرت سیدالشهداء علیهمالسلام از شام به مدینه برمیگشتند در عراق از کاروان دار خواستند که آنها را از راه کربلا ببرد. چون به بر تربت پاک امام حسین علیهالسلام رسیدند، جابر بن عبداللّه را با گروهی از طایفه بنیهاشم و مردانی از آل پیغمبر صلیاللهعلیهوآله دیدند که به زیارت حضرت آمدهاند. آنان شروع به عزاداری و نوحه سرایی کردند، زنان قبائل عرب نیز که در آن اطراف بودند جمع شده و عزاداری کردند. کاروانیان سپس از آنجا به سوی مدینه کوچ کردند.
اسارت زن مسلمان
از مظلومیتهایی که حکایت از نقض آشکار قوانینی است که اسلام به آنها سفارش کرده، اسیر گرفتن زن مسلمان است. در حادثه کربلا پس از پایان نبرد، اهل بیت امام حسین را اسیر کرده و شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمایش گذاشتند. اسیر گرفتن زن مسلمان از نظر اسلام مردود است چنان که علی علیهالسلام در جنگ جمل اسیر کردن را روا نشمرد و عایشه را به همراه عدهای زن به شهر خودش بازگرداند؛ اما متجاوزان اموی فرزندان پیامبر را مثل اسیران کافر، از کوفه به شام فرستادند و چهره زنان اسیر را بر اهالی شهرها نمودند و درنهایت سنگدلی با آنان رفتار کردند. چنان که حضرت زینب علیهاالسلام هنگام عبور از کنار اجساد شهدا (در اعتراض به اسارت اهل بیت) فرمود:ای محمّد صلیاللهعلیهوآله این دختران تو هستند که به اسارت میروند.
از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان محشور میشود
اهل بیت، بهترین مبلغان عاشورا
بیتردید، اهل بیت امام حسین علیهالسلام بهترین مبلغان عاشورا بودند آنان در کربلا حضور داشتند تا پیام عاشورا را به گوش جهانیان برسانند.اگر آن حضرت، غیر از اهلبیت، افرادی دیگر را به عنوان مبلغ قرار میدادند، یقینا آنان نیز مثل دیگر یاران آن حضرت به شهادت میرسیدند؛ زیرا موقعیت به گونهای بود که به چنین افرادی پس از شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش و اسارات اهل بیت، اجازه و امکان تبلیغ نمیدادند. همچنین هیچ مبلغی قادر نبود همانند اهل بیت به خصوص امام سجاد علیهالسلام و زینب کبری علیهاالسلام با کلام آتشین و خطبههای گویا، مردم را تحت تأثیر قرار دهد.
تبلیغات اهل بیت در کوفه
دشمن، پس از شهادت امام حسین علیهالسلام ، اهلبیت را به همراه سرهای شهدا به کوفه برد. حضرت زینب علیهاالسلام در سخنانی پرشور مردم کوفه را به سختی سرزنش کرده، و امام حسین و یارانش را معرفی کردند؛ چون در اثر تبلیغات گسترده یزدیان، عده زیادی نمیدانستد علل قیام امام چه بوده است. همچنین دشمن درصدد تحریف واقعیتهای قیام حضرت بود. اما حضرت زینب با سخنان کوبنده، از این تحریفات جلوگیری کرد. چنان که وقتی اسیران را به کاخ ابنزیاد بردند او خطاب به حضرت زینب گفت: «آیا دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» زینب علیهاالسلام پاسخ داد: من از خدا درباره برادرم جز خوبی ندیدم. آنها به راهی رفتند که خدا میخواست. آنان با شهادت به افتخاری که خواستند رسیدند؛ اما تو پسر ابن زیاد! خود را آماده کن که خدا بین تو و آنان حکم خواهد کرد.
پیامآوران قیام کربلا
هر قیام و نهضتی از دو بخش مبارزات و قیام مسلحانه یا غیرمسلحانه و از بخش رساندن پیام آن انقلاب و بیان آرمانها و اهداف تشکیل میشود. در بررسی قیام امام حسین علیهالسلام این دو بخش کاملاً محسوس است، روز عاشورا مظهرِ، بخش خون و شهادت و ایثار بود و بخش دیگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد علیهالسلام و زینب علیهاالسلام بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را به اطلاع مردم رساندند. بیشک اگر بازماندگان حضرت نبودند دشمنان اسلام با تبلیغات گسترده خود قیام آن حضرت را در طول تاریخ لوث میکردند. بازماندگان حضرت سیدالشهداء در دروان اسارت با افشاگریهای آگاهانه اجازه چنین تحریف و خیانتی را به دشمنان امام حسین علیهالسلام ندادند.
موضوعات: "موضوعات مختلف" یا "یازهرا"
#با_پای_دل
#باکاروان_اربعین
اربعین آمد ؛ دلم را غم گرفت
بهر زینب عالمی ماتم گرفت
سوز اهل آسمان آید بگوش
ناله صاحب زمان آید بگوش
جان اهل بیت عصمت بر لب است
کاروان سالار آنها زینب است
جمله مستان سوی ساقی آمدند
مست مست از جام باقی آمدند
سینه هـــــا آماج رگــــبار بلا
جـای زخـــم ریسـمان بر دستها
#با_پای_دل
#باکاروان_اربعین
#نتایج_قیام_عاشورا
نهضت امام حسین علیهالسلام آثار و تایج بزرگی در جامعه اسلامی بر جای گذاشت که از جمله، رسوا ساختن هیأت حاکمه وقت بود؛ چون بنیامیه به حکومت خود رنگ دینی میداد و در جهت تثبیت موقعیت خود در جامعه میکوشید. ولی قیام و شهادت امام حسین بزرگترین ضربه بر پیکر این حکومت ناپاک وارد آورد. از آثار دیگر نهضت امام حسین علیهالسلام احیاء سنت شهادت بود. پس از درگذشت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در اثر انحراف حکومت اسلامی از مسیر خود، مسلمانان کمکم روحیه سلحشوری را از دست دادند و به رفاه خو گرفتند؛ ولی قیام امام حسین این وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعه اسلامی زنده کرد. همچنین قیام حضرت، سرچشمه نهضتها و قیامهای دیگری چون نهضت توابین، قیام مختار و… شد.
بازگشت به مدینهمدینه کاروانی سوی تو با شیون آوردم
ره آوردم بــــود اشــکــی کــه، دامــن دامــن آوردم
مدیـنــه در بــه رویـــم وامـکـن چــون یــک جــهان ماتــم
نــیـاورد ارمــغــان بـا خـود کـسـی، تـنـهامـن آوردم
مــدیــنــه یــک گـلـسـتــان گــل اگــر در کــربــلا بـــردم
ولـی اکـنـون گــلـاب حــسـرت از آن گـلشـن آوردم
اسـیــرم کــرد اگـر دشمـن بـه جـان دوسـت خرسـنـدم
بــه پـایـان خـدمـت خـود را بـه نـحـو احــسـن آوردم
مــدیــنـــه یـــوســـف آل عــلــی را بـــــردم اکــــنــــون
اگــــــر او را نــــیــــاوردم از او پـــیــــراهـــن آوردم
مـدیــنــه گـر بـه سـویـت زنـده بـرگـشـتـم مـکن مَـنـعَمْ
کـه من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم
مــدیــنــه ایــن اسـیــریها نـشـد ســدّ رهــم بــنـگــر
چهــا بـا خــطـبــههـای خـود بـه روز دشـمـن آوردم .
#با_پای_دل
#باکاروان_اربعین
#دلنوشته_سلام_بر_اربعین
سلام محبوب من ، سلام حسین من
سلام منم ، من از اعتکاف چهل روزه در فراق تو باز میگردم ، من برگشتم ، چهل روز بیتو تاب آوردم. ماندهام زینبی که شرط وصلتش با پسرعم خود را با تو ماندن گذاشته بود چطور با زندگی شرط نکرد بمیرد اگر حسینش رفت . من زندهام اما مگرزینب بدون حسین را میتوان زنده خواند. آن زینب مرد این که میبینی ترجمان صبر است در قامت خمیده عشق. این که میبینی قاصدکی است پر و بال سوخته .
جان زینب بر بالای آن حضیض بلند که سجدهگاه نفس مطمئنه توشد تا ابد جا ماند. آن که رفت سایهای بود به صلابت علی و لطافت فاطمه.
این منم پس از چهل روز میهمانی بیابان ، جهالت ، انحراف ، خیانت ، اشک ، مرگ و این تویی پس از چهل روز خاموشی اما چه طوفانی کردی !
شکوه من از زنجیرهایی که حرم خدا را همچون بند تسبیح شده بود نیست ، شکوه من از این زنجیر دست پا گیر دنیاست ، چه دنیایی ، دنیای پس از حسین .
از چه بگویم تو خود با رأس بلندت ، آسمانی از حضور بودی . از آتش ، از زنجیرها ، سیلیها ، گوشها و گوشوارهها ، خارها ، تازیانهها ، بیابانها ، شهرشوم شام ، شیطان و شیطان پرستان ، زغالها ، طعنهها ، خرابهها .تو بگو از نیزهها ، شمشیرها ، تیرها ، سنگها ، خنجرها ، انگشترها ، پیراهنها ، فراز نیزهها ، تنورها ، قرآنها ، خیزرانها ، تشتها ، رقیهها
چه سفر آشنایی بود شبیه شب دل کندن از رسول خدا ، شبیه دویدنهای پدر در کوچهها ، شبیه آن شب آستین بر دهان گریستن و نگریستن ، شبیه شب شکافتن فرق آفتاب ، شبیه جگر شرحه شرحه نیش از مار خانگی خورده ، شبیه گودال.
چه سفر آشنایی بود ، کفتارها اذانشان به نام شیطان بود و نمازشان نوازش دردانه پیغمبر با خیزران .
میروم حسین ، میروم زینب وار میروم ، میروم که صبر درس سختی است و من معلمی وظیفه شناس .میروم که برای شنیدن ندای هل من ناصر ینصرنی تو نیازی به اینجا ماندن نیست ، تپش آسمان صدای توست . میروم که آخرین فریاد لا حول و لا قوة الا بالله تو تا ابد مرا بس است.میروم که جهانی بغض ، تشنه روایت زیباییهاست. میروم که هنوز شهری است که زینب بدون حسین را ندیده است. میروم که هنوز کوچهایست که زینب بدون حسین را ندیده است. میروم که مزار پنهانی است که هنوز منتظر است و بارگاه سبزی است که چشم به راه دردانه اش مانده است.
#با_پای_دل
#باکاروان_اربعین
#سلام_بر_مسافر_کربلا
مسافر کربلا.…
کاش میفهمیدم چه کردید که من نکردم؟
که شما الان راهی سرزمین عشاق شدید ومن در حسرت نفس کشیدن…..
«غبطه ی من به حال وهوایت انتها ندارد»
شاید هنوز با این دلم بدرد کربلای شما نمیخورم….شاید….
ارباب دستم این روزها از همه جا کوتاه است وتنها آرامشم سپردن دلم دست خداست…