#سپاسگزار_باشید
تا به حال چقدر برایتان پیش آمده که در مقابل خیر و نیکی که به دیگران کرده اید، از طرف مقابل ضربه ای خورده اید که تشکر که هیچ، نمای کاملی از ناسپاسی بوده است؟!
حال ببینید ما بندگان خدا چقدر از این رفتارها در مقابل خداوند داریم و جا دارد که خدا با ما چه بکند؟
در قرآن آیات بسیاری در نکوهش کفران نعمت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
«…لَئِن شَکَرْتمْ لأَزِیدَنَّکمْ وَلَئِن کَفَرْتمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ: … اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.» [ابراهیم/7]
در آیه دیگری، در سوره نمل خداوند، شکر و کفران نعمت را فایده و ضرری برای خود بنده می داند؛ زیرا اگر خداوند، بندگان را از ناسپاسى برحذر مى دارد و به سپاسگزارى دعوت مى نماید به خاطر این نیست که براى او تفاوتى مى کند؛ چرا که خداوند در فرض ناسپاسى نیز در بسیارى از اوقات به لطف و کرم خویش ادامه مى دهد شاید بیدار شوند و خود را از انعام پروردگار، بر اثر ناسپاسى محروم نکنند بلکه این شکرگزاری به سود خود بنده می باشد: «.. أَأَشْکر أَمْ أَکْفر وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکر لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ : … و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است که) پروردگار من غنی و کریم است.» [نمل /40]
و در آیه ای دیگر برای کسانی که کفران نعمت می کنند مثلی زده و می فرماید: «وَضَرَبَ اللّه مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقهَا رَغَدًا مِّن کلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّه لِبَاسَ الْجوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانواْ یَصْنَعونَ: خداوند (براى آنها که کفران نعمت می کنند) مثلى زده است: منطقه آبادى را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش به طور وافر از هر مکانى فرا می رسید اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالى که انجام می دادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانید.» [نحل / 112]
موضوعات: "موضوعات مختلف" یا "یازهرا"
#احادیث_و_سخنان_بزرگان
#سخنان_امیرالمومنین_حضرت_علی_علیه_السلام
1. الله الله فی القرآن فلا یسبقنّکم إلی العمل به غیرکم… الله الله فی الصلاة فإنّها خیر العمل إنّها عماد دینکم… الله الله فی الفقراء و المساکین فشارکوهم فی معائشکم الله الله من ذریة نبیکم لا تظلمنّ بین أظهرکم و أننتم تقدرون علی المنع عنهم.
خدا ر خد را در قرآن، پس در عمل کردن به آن دیگران از شما سبقت نگیرند. خدا را خدا را در نماز، پس به درستی که آن بهترین عمل هاست و آن ستون دین شماست. خدا را خدا را در فقیران و تهی دستان، پس مشارکت دهید آنها را در درآمد خود. خدا را خدا را در هل بیت پیامبر اکرم، کسی در مقابل شما به آنان ظلم نکند در حالی که می توانید از آن جلوگیری کنید.
2. کثرة العلم و العمل به مصلحة للدین و سبب إلی الجنة.
زیادی در علم و عمل کردن به آن موجب اصلاح دین و رفتن به بهشت می شود.
3. عنوان صحیفة المؤمن حسن خلقه.
سرآغاز نامه ی انسان مؤمن خوش اخلاقی اوست.
4. قیمة کل امریء ما یحسن.
ارزش هر شخص به اندازه ی احسان و نیکی اوست. و فرمودند هیچ سرمایه ای همچون عقل و هیچ فقری بالاتر از جهل نیست.
5. عجب لأقوم یحتمون الطعام مخافة الأذی کیف لا یحتمون الذنوب مخافة النار.
تعجب می کنم از مردمی که اهتمام می ورزند به غذا ز ترس اذیت شدن و چگونه اهتمام نمی ورزند به گناه از ترس آتش.
6. إذا أردت أن تعرف الخیر فاعمل الخیر تعرف أهله و إذا أردت أن تعرف الشر فاعمل الشر تعرف أهله.
اگر خواستی خوبی را بشناسی آن خیر را انجام بده اهلش را می شناسی و اگر خواستی بدی را بشناسی آن بدی را انجام بده اهلش را می شناسی.
7. العلم ثلاثة: الفقه للأدیان و الطب للأبدان و النحو للّسان.
علم سه دسته است: تفقه در دین، طبابت بدن، لغات زبان.
8. أیها الناس إیّاکم و حب الدنیا فإنها رأس کل خطیئة.
ای مردم بر حذر باشید از دوستی دنی چرا که دوستی آن سرآغاز هر اشتباهی است.
9. لا تغضبوا و لا تغضبوا، افشوا السلام و أطیبوا الکلام.
عصبانی نشوید و کسی ر عصبانی نکنید و واضح و بلند سلام کنید و زیبا سخن بگوئید.
10. ینبغی للمسلم أن یجتنب مؤاخاة ثلاثة: الفاجر، و الأحمق و الکذّاب، فأما الفاجر فیزّین لک فعله یحب أنک مثله، و أما الأحمق فإنه لا یشیر علیک بخیر و ربما أراد نفعک فضرّک و أما الکذّاب فإنه لا یهنئوک معه عیش…
سزاوار است برای مسلمان که دوری کند از دوستی با سه نفر: گناهکار، احمق، دروغگو. اما انسان گناهکار عمل خود را برای تو زینت می دهد و تو دوست داری مثل او شوی و اما احمق تو را به خیر سوق نمی دهد پس هر گاه قصد خیر رساندن به تو را کند به تو ضرر می زند و اما دروغگو زندگی با او لذت بخش نیست.
#پیامبران_اولوالعزم_و_عمومیّت_نبوّت
#پیامبران_اولوالعزم
قرآن کریم برخی از پیامبران را اولوالعزم نامیده است ولی نام آنها را نبرده است، چنان که خطاب به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرماید: «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوالْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ».[1]
بسان پیامبران اولوالعزم صابر باش.
واژه «عزم» در لغت به معنای اراده و تصمیم قطعی، و «اُولُوا» به معنای صاحبان است بنابراین، «اولوالعزم» یعنی افراد صاحب اراده و تصمیم قطعی که هرگز از عمل و کوشش دست نمیکشند.
اما درباره این که مقصود از اولوالعزم در آیه یاد شده چیست، و این که آنان چه کسانی هستند، نظریات مختلف وجود دارد. ما در این جا به نقل نظریهای که در احادیث موثق از ائمه ـ علیهم السلام ـ نقل شده است، بسنده میکنیم، و آن این که: «مراد از پیامبران اولوالعزم، پیامبران صاحب شریعت میباشد، و آنان عبارتند از: حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی ـ علیهم السلام ـ و حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ».[2]
ـ عمومیت نبوت
مقتضای دلایل عقلی لزوم بعثت پیامبران، عمومیّت آن است، یعنی هر جا انسانهایی بودهاند که شایستگی دریافت هدایتهای معنوی پیامبران را داشتهاند، قطعاً خداوند برای آنان پیامبری نیز برانگیخته است. این مطلب از آیات قرآن و روایات اسلامی نیز به دست میآید. قرآن کریم میفرماید: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فِیها نَذِیرٌ».[3]
هیچ جمعیتی نبوده است مگر این که بیم دهندهای داشته باشد.
و نیز میفرماید: «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ».[4]
هر قومی را هدایتگری بوده است.
و نیز میفرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً…»[5].
در هر جمعیتی پیامبری را برگزیدیم.
حضرت علی ـ علیه السلام ـ نیز فرموده است: «خدای سبحان هیچگاه بندگان خود را از پیامبر مُرسل، و یا کتاب منزل، یا حجت الزامآور، یا راه روشن و استوار محروم نساخته است.»[6]
و در جای دیگر فرموده است: «خداوند، آدم را در زمین جای داد تا آن را آباد سازد، و حجت بر بندگان خدا باشد. پس از قبض روح او نیز آنان را از کسانی که حجت خدا را تأکید نموده و پیوند معرفت را میان آنان و خدا برقرار سازد، محروم نساخت، بلکه پیوسته حجتهای خود را توسط پیامبران و متحملان امانتهای رسالت الهی تجدید نمود، تا این که جریان نبوت توسط پیامبر ما محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ پایان یافت.[7]»
البته گزارش جامعی از تاریخ پیامبران در دست نیست، و قرآن کریم نیز تصریح نموده است که تنها سرگذشت برخی از آنان را ذکر نموده است؛[8] چرا که اصولاً شأن و رسالت قرآن کریم نقل گزارشهای مفصل تاریخی نیست، بلکه از جریانهای تاریخی به اندازهای که در هدایت انسانها مؤثر است، بسنده نموده است. از این رو، قطعاً پیامبرانی که در قرآن کریم یاد شده و یا شرح زندگانی آنها بیان شده است، ویژگیهایی داشتهاند که مربوط به یکی از جهات زیر بوده است:
1. زمان و مکان رسالت.
2. قوم و امت رسول.
3. مقام و منزلت پیامبر.
4. آیین و شریعت پیامبر.
5. حوادث مهم و آموزنده تاریخ پیامبر.
هر چند تفصیل آن بر ما روشن نیست، ولی با توجه به حکیمانه بودن افعال الهی، یقین داریم که این کار حکیمانه بوده است.[9]
بنابراین، باید گفت: فیض نبوت و نور هدایت الهی به طور مستقیم یا غیر مستقیم همه افراد بشر را فرا گرفته است. و این که گاهی گفته میشود: «در برخی از قارهها مانند استرالیا، انسانهایی بدوی یافت شدهاند که پیامبری به سوی آنان برانگیخته نشده است»، اولاً ـ صرف یک مدعاست، و دلیلی بر آن اقامه نشده است، ثانیاً ـ در مورد این افراد دو فرض مطرح است:
1. این افراد از نظر فکری در حد کودکان غیرممیز بوده و قوه تشخیص خوب و بدهای اخلاقی را نداشتهاند. در این صورت از موضوع بحث نبوت خارج میباشند و فرستادن نبی بر آنان بیفایده و خلاف حکمت الهی است.
2. این افراد قوه تشخیص خوب و بد را داشتهاند، در این صورت قطعاً از حجت الهی برخوردار بودهاند، و کسانی که میان آنها میزیستهاند که پیراسته از رذایل اخلاقی، و برخوردار از عقل و حکمت و تدبیر بودهاند، هر چند به نام پیغمبر شناخته نشده باشند.[10]
[1] . احقاف/ 35.
[2] . تفسیر برهان، ج 4، ص 179ـ178، برای آگاهی از سایر اقوال، منشور جاوید، ج 10، ص 256ـ250 رجوع شود.
[3] . فاطر/ 24.
[4] . رعد/ 7.
[5] . نحل/ 36.
[6] . نهج البلاغه، خطبه اول.
[7] . نهج البلاغه، 91.
[8] . اصول کافی، کتاب الحجه، باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث، جهت آگاهی از اقوال دیگر به منشور جاوید، ج 10، رجوع شود.
[9] . ر.ک: متفکر شهید مرتضی مطهری،خاتمیت؛ و آیت الله سبحانی، منشور جاوید، ج 10.
[10] . در این باره به منشور جاوید، ج 1، ص 109ـ107 رجوع شود.
#احکام_روزه
#حکم_روزه_نگرفتن_به_خاطر_امتحان
با توجه به تداخل پیدا کردن ماه مبارک رمضان با فصل امتحانات، حکم روزه نگرفتن در ماه رمضان به دلیل امتحانات چیست؟
آیت الله العظمی خامنه ای:
صرف داشتن امتحان مجوز ترک روزه نیست و در صورتی که روزه نگیرید معصیت کردهاید و باید قضای روزه ها را و نیز کفاره آن را انجام دهید؛ ولی دو کار میتوانید انجام دهید:
یکی اینکه قبل از ظهر به مسافرت بروید، یعنی حداقل 25 کیلومتر مسافت را از شهر خود به قصد یک سفر شخصی دور شوید و طی کنید، آنجا افطار کنید و برگردید.
راه دیگر اینکه روزه بگیرید و به درس و مطالعه بپردازید، اگر واقعاً در بین روز ضعف بر شما غالب شد که دیگر واقعاً قابل تحمل نبود یا سخت بود و مشقت داشت، افطار کنید و بعداً قضایش را به جا آورید. اما به صرف اینکه کسی درس دارد یا آزمون کارشناسی ارشد دارد، بخواهد روزهاش را نگیرید، این کار گناه است و روزهها هم قضا دارد و هم کفاره.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
درس خواندن مجوز افطار روزه نمی گردد و چنانچه بتواند، باید ساعت مطالعه خود را تغییر دهد و به فاصله زمانی افطار تا سحر و یا زمانهائی که توان بیشتری برای درس خواندن دارد موکول نماید. در غیر این صورت، تنها مجوز افطاراین است که در برخی روزها (مثلا هفته ای 3-4 روز) قبل از ظهر به مقدار مسافت شرعی از شهر خارج و در آنجا افطارکند و برگردد. و تا ماه رمضان سال آینده قضای آن را بجا آورد.
آیت الله العظمی سیستانی:
ادامه تحصیل عذر موجهى براى روزه خوارى نیست ولى اگر فرض بر این باشد که ترک تحصیل براى او موجب حرج وسختى است به حدى که معمولا تحمل نمى شود وامکان تحصیل با روزه نمى باشد مى تواند پس از قصد روزه در صورتى که مضطر به خوردن یا آشامیدن باشد به مقدار ضرورت میل کند ولى سیر نخورد و ننوشد و بعد از ان قضا نماید و کفاره بر او نیست
البته مى تواند قبل از ظهر به مقدار مسافت 22 کیلو متر از شهر خارج شود و انجا روزه را بخورد چون مسافر است و بازگردد وروزه ان روز ساقط است وفقط قضا دارد.
#ره_توشه_رمضان
#خود_سازی_و_رمضان