#محرم_96
#اربعین_در_راه_است
#تقدیم_به_خیل_عظیم_کاراون_پیاده_روی_اربعین_حسینی
أربعین یعنی شدت کمال و روز رسیدن به کمال در وصال اهل بیتی محنت کشیده به قبور قربانیان سر از تن جدا.
أربعین در راه است … روز اتمام میقات سالکان الی الله به اشک و سوز و بی تابی در عزای شاه نینوا.
أربعین روز ظهور حقیقت ایمانِ به زیارت مقدس سیّدالشهدا علیهالسلام.
أربعین مهبط و منزل تمام مصائب به رجوع ام المصائب در کربلا است.
أربعین روز تجلی حقیقت سجده به سجود سیدالساجدین بر تربتِ آن قتیلِ مُقطَّعُ الاعضاء است.
اربعین، روزی است که دوستداران لقاء حسینی و سوختگان عزای زینبی در سوگ چهلمین روز از عزای مولایشان؛ در مسیرکربلا ذوب شوند تا بتوانند با چشم دل، محبوب خویش را ناظر و زائر باشند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به قصد زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام از خانه اش بیرون آید، در حالی که پیاده قدم برمی دارد، خدای متعال به ازاى هر گامى که بر مى دارد حسنه اى برایش ثبت و گناهى از او پاک مى کند.
با نزدیک شدن به اربعین حسینی علیه السلام، زائران اباعبدالله الحسین علیه السلام با پای پیاده از راههای دور و نزدیک عازم کربلای معلی شده اند.
زائرانی که با پای پیاده بسوی کربلا می روند با امام زمانشان چنین نجوا می کنند: ای حسین زمان ، یا صاحب الزمان در راه شعائر جد مظلومت و بپا داشتن عزای غربت اهل بیت رسولت و به درد پاهای ورم کرده زینب و رقیه سختی راه را به جان می خریم و در مسیر کربلا پا می نهیم تا به پناهگاه عالمین یعنی بین الحرمین کربلا برسیم به این امید که تو بیایی و عزای جد غریبت را با هم بپا داریم …
موضوعات: "موضوعات مختلف" یا "یازهرا"
#محرم_96
#شرح_کامل_واقعه_عاشورا_از_مقتل_لهوف
#قسمت_ششم
متن عربی : قالَ: فَناداهُ الْعَبّاسُ بْنُ عَلِیٍّ: تَبَّتْ یَداکَ وَلُعِنَ ما جِئْتَ بِهِ مِنْ اءَمانِکَ یا عَدُوَّ اللّهِ، اءَتَأْمُرْنا اءَنْ نَتْرُکَ اءَخانا وَسَیِّدَنَا الْحُسَیْنَ بْنَ فاطِمَةَ وَنَدْخُلَ فی طاعَةِ اللُّعَناءِ اءَوْلادِ اللُّعَناءِ. قالَ: فَرَجَعَ الشِّمْرُ إِلی عَسْکَرِهِ مُغْضِبا. قالَ الرّاوی : وَلَمّا رَاءَی الْحُسَیْنُ علیه السّلام حِرْصَ الْقَوْمِ عَلی تَعْجیلَ الْقِتالِ وَقِلَّةَ انْتِفاعِهِمْ بِالْمَواعِظِ الْفِعالِ وَالْمَقالِ قالَ لاَِخیهِ الْعَبّاسِ: (إِنِ اسْتَطَعْتَ اءَنْ تَصْرِفَهُمْ عَنّا فی هذَا الْیَومِ فَافْعَلْ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا فی هذِهِ اللَّیْلَةِ، فَإِنَّهُ یَعْلَمُ اءَنّی اءُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ(. قالَ الرّاوی : فَسَاءَلَهُمُ الْعَبّاسُ ذلِکَ، فَتَوَقَّفَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ. فَقالَ لَهُ عَمْرُو بْنُ الْحَجّاج الزُّبَیْدی : وَاللّهِ لَوْ اءَنَّهُمْ مِنَ التُّرْکِ وَالدَّیْلَمِ وَسَاءَلُوا مِثْلَ ذلِکَ لاََجَبْناهُمْ، فَکَیْفَ وَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاءَجابُوهُمْ إِلی ذلِکَ. ترجمه : پس حضرت عباس علیه السّلام به آن پلید، فریاد برآورد که دستت بریده باد وخدا لعنت کناد مر اماننامه ترا! ای دشمن خدا؛ ما را امر می کنی که برادر و سیّد خود حسین فرزند فاطمه علیهماالسّلام را وابگذاریم وبنده طاعت لعینان و اولاد لعینان باشیم ؟! راوی گوید: شمر بی باک پس از استماع این کلام از فرزند امام ، مانند خوک خشمناک به جانب لشکریان شتافت و بازگشت به سوی نیروهای خود نمود. راوی گوید: چون آن فرزند سیّد اَنام ، حسین علیه السّلام ، مشاهده نمود که لشکر شقاوت اثر حریص اند که به زودی نائره جنگ را مُشتعل سازند و به امر قتال بپردازند و کلام حق و موعظه آن صدق مطلق ، اصلا بر دلهای سخت ایشان اثر ندارد و نه مشاهده صدور افعال حمیده و اقوال جمیله آن جناب برای ایشان انتفاعی حاصل است ، به برادرش ابوالفضل فرمود: اگر تو را قدرت است در این روز، شرّ این اَشْقیا را از ما بگردان و ایشان را باز گردان که شاید امشب را از برای رضای پروردگار نماز بگزارم ؛ زیرا خدای متعال می داند که نماز از برای او و تلاوت کتاب او را بسیار دوست می دارم . راوی گوید: حضرت عباس علیه السّلام از آن گروه حق نشناس مهلت یک شب را درخواست کرد. عمرسعد لعین تاءمّل کرد و جواب نداد. عَمْرو بن حَجّاج زبیدی به سخن آمد و گفت : به خدا سوگند که اگر به جای ایشان ، ترکان و دیلمان می بودند و این تقاضا را از ما می کردند، البته ایشان را اجابت می نمودیم ، حال چه شده که آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله را مهلت نمی دهید؟! پس آن مردم بی حیا، یک شب را مهلت دادند.
#محرم_96
#شرح_کامل_واقعه_عاشورا_از_مقتل_لهوف
#قسمت_هفتم
به متن عربی : قالَ الرّاوی : وَجَلَسَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام فَرَقِدَ، ثُمَّ اسْتَیْقَظَ وَقالَ: (یا اءُخْتاهُ إِنّی رَاءَیْتُ السّاعَةَ جَدّی مُحَمَّدا صلّی اللّه علیه و آله وَاءَبی عَلِیّا وَاءُمّی فاطِمَةَ وَاءَخی الْحَسَنَ وَهُمْ یَقُولُونَ: یا حُسَیْنُ إِنَّکَ رائِحٌ إِلَیْنا عَنْ قَریبٍ(. وَفی بَعْضِ الرِّوایاتِ: (غَدا(. قالَ الرّاوی : فَلَطَمَتْ زَیْنَبُ وَجْهَها وَصاحَتْ وَبَکَتْ. فَقالَ لَهَا الْحُسَیْنُ علیه السّلام : (مَهْلا، لا تُشْمِتِی الْقَوْمَ بِنا(. ثُمَّ جاءَ اللَّیْلُ، فَجَمَعَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام اءَصْحابَهُ، فَحَمِدَ اللّهَ وَاءَثْنی عَلَیْهِ، ثُمَّ اءَقْبَلَ عَلَیْهِمْ وَقالَ: (اءَمّا بَعْدُ، فَإِنّی لا اءَعْلَمُ اءَصْحابا اءَصْلَحَ مِنْکُمْ، وَلا اءَهْلَ بَیْتٍ اءَفْضَلَ مِنْ اءَهْلِ بَیْتی ، فَجَزاکُمُ اللّهُ عَنّی جَمیعا خَیْرا، وَهذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلا، وَلْیَاءْخُذْ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِیَدِ رَجُلٍ مِنْ اءَهْلِ بَیْتی ، وَتَفَرَّقُوا فی سَوادِ هذَا اللَّیْلُ وَذَرُونی وَهؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَإِنَّهُمْ لا یُریدُونَ غَیْری (. ترجمه : خامس آل عبا، مهلت دادند. راوی گوید: امام حسین علیه السّلام بر روی زمین بنشست و لحظه ای او را خواب ربود، پس بیدار شد و به خواهر خود فرمود: ای خواهر! اینک در همین ساعت جدّ بزرگوارخود حضرت محمد مصطفی صلّی اللّه علیه و آله و پدر عالی مقدار خویش علی مرتضی و مادرم فاطمه و برادرم حسن علیهم السّلام را در خواب دیدم که فرمودند: ای حسین ! عنقریب نزد ما خواهی بود. و در بعضی روایات چنین آمده است که فردا به نزد ما خواهی بود. راوی گوید: علیای مخدّره زینب خاتون پس از شنیدن این سخنان از آن امام انس و جان ، سیلی به صورت خود نواخت و صیحه کشید و گریه نمود. امام حسین علیه السّلام فرمود: ای خواهر مهربان ، آرام باش و ما را مورد شماتت دشمن مساز. آخرین شب زندگی امام حسین علیه السّلام چون شب عاشورا در رسید، حضرت سیّدالشهداء علیه السّلام ، اصحاب و یاران خود را جمع نمود و شرایط حمد وثناء الهی را به جا آورد و رو به یاران خود نمود و فرمود: (أَمّا بَعْدُ،…(؛یعنی من هیچ اصحابی را صالح تر و بهتر از شما و نه اهل بیتی را فاضل تر و شایسته تر از اهل بیت خویش نمی دانم . خدا به همگی شما جزای خیر دهاد. اینک تاریکی شب شما را فرا گرفته است ؛ پس این شب را مرکب خویشتن نمایید و هر یک از شما دست یکی از مردان اهل بیت مرا بگیرید و در این شب تار از دور من ، متفرّق شوید و مرا به این گروه دشمن وا بگذارید؛ زیرا ایشان را اراده ای بجز من نیست .
#محرم_96
#شعر_وصف_کربلا
کربلا این سرزمین پر بلا
گشته مهمان خانه ی خونِ خدا
عشقبازی میکند با شور وشِین
عاشق است او…عاشقِ مولا حسین
روز و شب سرمست از عطر بهشت
عشق حق در جای جایش …خشت خشت
در مسیرش عاشقان سَر داده اند
مال و فرزند و برادر داده اند
دیدنش شد آرزویم هر دمی
میبَرَد با عشق از دل هر غمی
دستِ من همچون علمدارِ حسین
مانده دور از چشمِ تب دارِ حسین
#محرم_96
#دلنوشته_زیبا_درباره_اربعین_حسینی
حسین(ع) صدا می زند: بیا
خوب گوش کن!
صدای قدم ها؛
صدای سایش کفش ها بر سینه جاده ها؛
کسی می گوید بیا!
چند روز است که در راهی و باز هم خسته نمی شوی.
چون تو خوب این صدا را می شناسی.
صدای حسین را که بی وقفه می گوید بیا بیا بیا…