#همنوا_با_ابوحمزه
#شرح_فراز_چهاردهم_از_دعای_ابوحمزه_ثمالی
#رحلت_امام_خمینی_ره
#برنامه_سلوک_در_آثار_امام_خمینى_ره
رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره در نامه ای عرفانی خطاب به پسر خود مطالب ارزشمندی را ایراد فرموده است که می تواند چراغ هدایت راه برای طلبه های عزیز باشد.
در این نامه حضرت امام با درایت و تیزبینی خاص خود اشاره به نکاتی در مورد دنیا و هیاهوی آن دارد و فرزند دلبند خود را از آن بر حذر داشته اند.
فرازهایى از نامه عرفانى : نامه (1)
حاصل برترى جوئیها
و این رنج رقابت در همه اقشار هست ، از ثروتمند و قدرتمند گرفته تا طبقات دیگر، لکن هرچه بالا برود به همان اندازه درد و رنج رقابت بالا مى رود، و آنچه مایه نجات انسانها و آرامش قلوب است وارستگى و گسستگى از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دائمى خداى متعال حاصل مى شود.
آنان که در صدد برتریها به هر نحو هستند، چه برترى در علوم ، حتى الهى آن ، یا در قدرت و شهرت و ثروت ، کوشش در افزایش رنج خود مى کنند.
وارستگان از قیود مادى که خود را از این دام ابلیس تا حدودى نجات داده اند در همین دنیا در سعادت و بهشت رحمتند.
میزان در اعمال
پسرم ! نه گوشه گیرى صوفیانه دلیل پیوستن به حق است ، و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت ، شاهد گسستن از حق . میزان در اعمال انگیزه هاى آنهاست .
چه بسا عابد و زاهدى که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر، با آنچه مناسب او است ، چون خود بینى و خود خواهى و غرور و عجب و بزرگ بینى و تحقیر خلق الله و شرک خفى و امثال آنها، او را از حق دور و به شرک مى کشاند و چه بسا متصدى امور حکومت که با انگیزه الهى به معدن قرب حق نائل مى شود… پس میزان عرفان و حرمان ، انگیزه است .
هر قدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حجب ، حتى حجب نور وارسته تر، به مبداء نور وابسته ترند، تا آنجا که سخن از وابستگى نیز کفر است .
پسرم ! از زیر بار مسۆ ولیت انسانى که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالى مکن ، که تاخت و تاز شیطان در این میدان ، کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست ، و دست و پا براى بدست آوردن مقام ، هر چه باشد، چه مقام معنوى و چه مادى مزن ، به عذر آن که مى خواهم به معارف الهى نزدیک شوم ، یا خدمت به عبادالله نمایم ، که توجه به آن از شیطان است ، چه رسد که کوشش براى به دست آوردن آن .
پسرم ! سوره مبارکه حشر را مطالعه کن ، که گنجینه هائى از معارف و تربیت در آن است ، و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند، و از آنها به مدد الهى توشه ها بر دارد، خصوصا آیات اواخر آن از آنجا که مى فرماید:یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون تا آخر سوره .
باید معارف به قلب برسد
کوشش کن کلمه توحید را که بزرگترین کلمه است ، و والاترین جمله است ، از عقلت به قلبت برسانى ، که حظ عقل همان اعتقاد جازم برهانى است ، و این حاصل برهان اگر با مجاهدت و تلقین به قلب نرسد، فایده و اثرش ناچیز است .
چه بسا بعض از همین اصحاب برهان عقلى و استدلال فلسفى بیشتر از دیگران در دام ابلیس و نفس خبیث مى باشند، (پاى استدلالیان چوبین بود)، و آنگاه این قدم برهانى و عقلى تبدیل به قدم روحانى و ایمانى مى شود که از افق عقل به مقام قلب برسد، و قلب باور کند آنچه را استدلال اثبات عقلى کرده است .
پسرم ! مجاهده کن که دل را به خدا بسپارى و موثرى جز او ندانى .
آفات نسیان حق
نسیان حق موجب نسیان انفس مى شود، چه(نسیان( به معنى فراموشى باشد یا به معنى ترک ، در هر دو معنى هشدار شکننده اى است :
لازمه فراموشى حق تعالى آن است که انسان خود را فراموش کند، یا بگوید حق تعالى او را به فراموشى از نفس خود کشاند، و در همه مراحل سابق ، صادق است .
در مرحله عمل آن کس که خدا را و حضور او - جل و علا - را فراموش کند به فراموشى از خویشتن خویش مبتلا شود یا کشیده شود، بندگى خود را فراموش کند، از مقام عبودیت به فراموشى کشیده شود و کسى که نداند چى است ، و کى است ، و چه وظیفه دارد و چه عاقبت ؟
شیطان در او حلول نموده و به جاى خویشتن او نشسته ؛ و شیطان عامل عصیان و طغیان است و اگر به خود نیاید و به یاد حق بر نگردد و به همین حال طغیان و عصیان از این جهان منتقل شود شاید به صورت شیطان مطرود حق تعالى درآید.
نه ماءیوس باش و نه مغرور
پسرم ! گناهان را، هر چند کوچک به نظرت باشند، سبک مشمار(انظر الى من عصیت) و با این نظر، همه گناهان ، بزرگ و کبیره است .
به هیچ چیز مغرور مشو و خداى تبارک و تعالى را که همه چیز از اوست ، و اگر عنایت رحمانیش از موجودات سراسر عالم وجود لحظه اى منقطع شود اثرى ، حتى از انبیاء مرسلین و ملائکه مقربین باقى نخواهد ماند. هواهاى نفسانى و شیطانى نفس اماره ما را به غرور وا مى دارد و از این راه به هلاکت مى کشاند.
آفات حب دنیا
پسرم ! هیچگاه دنبال تحصیل دنیا، اگر چه حلال او باشد، مباش که حب دنیا، گرچه حلالش باشد، راءس همه خطایا است ، چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیاى حرام مى کشاند.
تو جوانى و با قدرت جوانى که حق داده است مى توانى اولین قدم انحراف را قطع کنى و نگذارى به قدم هاى دیگر کشیده شوى که هر قدمى ، قدم هائى در پى دارد، و هر گناهى - گرچه کوچک - به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را کشد، به طورى که گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید، بلکه گاهى اشخاص به ارتکاب بعض کبائر به یکدیگر فخر مى کنند، و گاهى به واسطه شدت ظلمات و حجاب هاى دنیوى ، منکر به نظر معروف ، و معروف منکر مى گردد.
حضرت امام نامه های دیگری، بر حسب حال افراد برای آنها ایراد نموده است که ان شاالله در مقالات بعدی با هم پیگیر می باشیم. امید است که در پناه حضرت حق عامل به این معارف باشیم.
#منابع
بر گرفته از کتاب برنامه سلوک در نامه هاى سالکان
#همنوا_با_ابوحمزه
#شرح_فراز_پانزدهم_از_دعای_ابوحمزه_ثمالی
شرح دعای ابوحمزه - بخش پانزدهم [نقطه ضعف نفسانی ما چیست]
#همنوا_با_ابوحمزه
#شرح_فراز_شانزدهم_از_دعای_ابوحمزه_ثمالی
شرح دعای ابوحمزه - بخش شانزدهم [آمادگی برای شب های قدر]
#همنوا_با_ابوحمزه
#شرح_فراز_هفدهم_از_دعای_ابوحمزه_ثمالی