#شهادت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
#امام_کاظم_علیه_السلام_و_زنده_ساختن_گاو_مرده
علی بن مغیره گوید:
همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی میرفتیم که با زنی روبهرو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت میگریستند.
امام فرمود:” چرا گریه میکنید؟ “
زن که امام را نمی شناخت گفت:” تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را میگذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شدهایم.”
امام فرمود:” آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ “
گفت:"آری، آری!”
امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد. زن با دیدن این صحنه فریاد زد:” بیایید که قسم به خدای کعبه، او عیسی بن مریم است! “
مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.
*امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی
ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:"امام با چه نشانههایی شناخته میشود؟”
فرمود :"امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهمترین آن این است که امام قبلی معرفیاش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانهی دیگر آن است که هر چه از او میپرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بیخبر نباشد. نشانهی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همهی زبانها سخن بگوید.”
سپس فرمود:"هم اکنون نشانهای به تو مینمایم که قلبت مطمئن شود.”
در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:” من خیال میکردم فارسی متوجه نمیشوید.”
امام فرمود:"سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟” سپس فرمود:"امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانهها شناخته میشود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست.
#شهادت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
#شهادت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
#معرفی_کتاب
#تفسیر_باران_جلد_چهارم
کتاب تفسیر باران جلد چهارم
نوع مستند : کتاب
چکیده :
نویسنده / مترجم : مهدی خُدامیان آرانیزبان کتاب : فارسیحجم کتاب : 3.4 مگابایتنوع فایل : PDFتعداد صفحه : 368
در کتاب تفسیر باران جلد چهارم به تفسیر سوره های انفال – توبه – یونس و هود پرداخته شده . در بخشی از کتاب آمده :
صبح فرا می رسد ، همه جا روشن می شود ، حذیفه نزد پیامبر می آید . بعد از سلام ، چنین می گوید :
– ای پیامبر ! دیشب ، صدای چند نفر را شنیدم که ظاهرا می خواهند توطئه کنند .
– ای حذیفه ! آیا آن ها را می شناسی ؟
– آری .
– سریع برو و آن ها را به این جا بیاور .
حذیفه برمی خیزد . پس از مدتی ، آن سه نفر را با خود می آورد ، آن ها وارد خیمه پیامبر می شوند . پیامبر رو به آن ها می کند و می گوید : ” شما دیشب با یکدیگر چه می گفتید ؟ ”
همه آن ها می گویند : به خدا قسم ، ما اصلا با هم سخنی نگفته ایم ، هر کس از ما چیزی برای شما گفته ، دروغگو است .
این سه نفر قسم دروغ می خورند . پیامبر آن ها را به حال خود رها می کند . آن ها از خیمه پیامبر بیرون می آیند . به خیمه های خود می روند .
اکنون این آیه را نازل می کنی : « منافقان به نام من سوگند می خورند که سخنی نگفته اند ، در حالی آنان سخنان کفرآمیز گفتند . پس از اسلام آوردن کافر شدند » .
این آیه تقریبا در سه روز ، کامل می شود ، تو ادامه ی این آیه را چنین می گویی :
« منافقان نقشه ای کشیدند ولی در نقشه خود موفق نشده و شکست خوردند ، من و پیامبرم ، آنان را از فضل و بخشش خود توانگر ساختیم و آنان این چنین کینه جویی کردند ، اگر آنان توبه کنند برایشان بهتر است .
اما اگر نافرمانی کنند ، من در دنیا و آخرت آنان را به عذابی دردناک مجازات می کنم . آنان روی زمین هیچ یار و یاوری نخواهند داشت تا آنان را از عذاب من نجات دهد ».
به راستی ماجرا چیست ؟ منافقان چه نقشه ای داشتند ؟ توطئه آنان چه بود ؟
در کتاب تفسیر باران جلد چهارم به تفسیر سوره های انفال – توبه – یونس و هود پرداخته شده . در بخشی از کتاب آمده :
صبح فرا می رسد ، همه جا روشن می شود ، حذیفه نزد پیامبر می آید . بعد از سلام ، چنین می گوید :
– ای پیامبر ! دیشب ، صدای چند نفر را شنیدم که ظاهرا می خواهند توطئه کنند .
– ای حذیفه ! آیا آن ها را می شناسی ؟
– آری .
– سریع برو و آن ها را به این جا بیاور .
حذیفه برمی خیزد . پس از مدتی ، آن سه نفر را با خود می آورد ، آن ها وارد خیمه پیامبر می شوند . پیامبر رو به آن ها می کند و می گوید : ” شما دیشب با یکدیگر چه می گفتید ؟ ”
همه آن ها می گویند : به خدا قسم ، ما اصلا با هم سخنی نگفته ایم ، هر کس از ما چیزی برای شما گفته ، دروغگو است .
این سه نفر قسم دروغ می خورند . پیامبر آن ها را به حال خود رها می کند . آن ها از خیمه پیامبر بیرون می آیند . به خیمه های خود می روند .
اکنون این آیه را نازل می کنی : « منافقان به نام من سوگند می خورند که سخنی نگفته اند ، در حالی آنان سخنان کفرآمیز گفتند . پس از اسلام آوردن کافر شدند » .
این آیه تقریبا در سه روز ، کامل می شود ، تو ادامه ی این آیه را چنین می گویی :
« منافقان نقشه ای کشیدند ولی در نقشه خود موفق نشده و شکست خوردند ، من و پیامبرم ، آنان را از فضل و بخشش خود توانگر ساختیم و آنان این چنین کینه جویی کردند ، اگر آنان توبه کنند برایشان بهتر است .
اما اگر نافرمانی کنند ، من در دنیا و آخرت آنان را به عذابی دردناک مجازات می کنم . آنان روی زمین هیچ یار و یاوری نخواهند داشت تا آنان را از عذاب من نجات دهد ».
به راستی ماجرا چیست ؟ منافقان چه نقشه ای داشتند ؟ توطئه آنان چه بود ؟
#معرفی_کتاب
#تفسیر_باران_جلد_سوم
تفسیر باران جلد3
نوع مستند : کتاب
چکیده :
نویسنده / مترجم : مهدی خدامیان آرانیزبان کتاب : فارسیحجم کتاب : 3.7 مگابایتنوع فایل : PDFتعداد صفحه : 384
خدا قرآن را براى سعادت ما فرستاده است، وظیفه ما این است که قرآن را بخوانیم و به آموزه هاى آسمانى آن، عمل کنیم، ما باید مسائل زندگى مادى و معنوى و موضوعات خانوادگى و اجتماعى خود را با قرآن تنظیم کنیم و در پرتو آن حرکت نماییم .
در کتاب تفسیر باران جلد سوم به تفسیر سوره های مائده – انعام و اعراف پرداخته شده .
در بخشی از آیه 18 سوره مائده کتاب تفسیر باران جلد سوم می خوانیم :
پیامبر ، یهودیان و مسیحیان را به اسلام دعوت کرد و به آنان گفت که اسلام ، تنها دینی است که تو آن را برای مردم پسندیده ای و اگر آنان مسلمان نشوند در روز قیامت به عذاب گرفتار خواهند شد .
یهودیان و مسیحیان در پاسخ چنین گفتند : « چگونه ما را از عذاب خدا می ترسانی ؟ مگر نمی دانی ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم » .
منظور آنان از این جمله چه بود ؟ آنان می خواستند بگویند که ما بندگان برگزیده خدا هستیم و خدا هرگز ما را عذاب نمی کند .
تو از محمد می خواهی تا به آنان این چنین بگوید : « اگر شما فرزندان و دوستان خدایید ، پس چرا خدا شما را به خاطر گناهانتان ، عذاب می کند ؟ شما نیز مانند دیگر انسان ها هستید و خدا همه شما را آفریده است » .
آری ، تو با هیچ ملتی رابطه ای خاص نداری ، رابطه تو با انسان ها بر اساس ایمان و رفتار آنان شکل می گیرد ، هر کس را که بخواهی و شایسته بدانی ، می بخشی و هر کس را که بخواهی غذاب می کنی . این قانون توست : هر کس که مومن باشد و عمل صالح انجام بدهد ، تو او را در بهشت جای می دهی و هر کس که کفر بورزد ، جهنم در انتظار اوست . همه زمین و آسمان ها ، از آن توست و بازگشت همگان به سوی توست…
خدا قرآن را براى سعادت ما فرستاده است، وظیفه ما این است که قرآن را بخوانیم و به آموزه هاى آسمانى آن، عمل کنیم، ما باید مسائل زندگى مادى و معنوى و موضوعات خانوادگى و اجتماعى خود را با قرآن تنظیم کنیم و در پرتو آن حرکت نماییم .
در کتاب تفسیر باران جلد سوم به تفسیر سوره های مائده – انعام و اعراف پرداخته شده .
در بخشی از آیه 18 سوره مائده کتاب تفسیر باران جلد سوم می خوانیم :
پیامبر ، یهودیان و مسیحیان را به اسلام دعوت کرد و به آنان گفت که اسلام ، تنها دینی است که تو آن را برای مردم پسندیده ای و اگر آنان مسلمان نشوند در روز قیامت به عذاب گرفتار خواهند شد .
یهودیان و مسیحیان در پاسخ چنین گفتند : « چگونه ما را از عذاب خدا می ترسانی ؟ مگر نمی دانی ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم » .
منظور آنان از این جمله چه بود ؟ آنان می خواستند بگویند که ما بندگان برگزیده خدا هستیم و خدا هرگز ما را عذاب نمی کند .
تو از محمد می خواهی تا به آنان این چنین بگوید : « اگر شما فرزندان و دوستان خدایید ، پس چرا خدا شما را به خاطر گناهانتان ، عذاب می کند ؟ شما نیز مانند دیگر انسان ها هستید و خدا همه شما را آفریده است » .
آری ، تو با هیچ ملتی رابطه ای خاص نداری ، رابطه تو با انسان ها بر اساس ایمان و رفتار آنان شکل می گیرد ، هر کس را که بخواهی و شایسته بدانی ، می بخشی و هر کس را که بخواهی غذاب می کنی . این قانون توست : هر کس که مومن باشد و عمل صالح انجام بدهد ، تو او را در بهشت جای می دهی و هر کس که کفر بورزد ، جهنم در انتظار اوست . همه زمین و آسمان ها ، از آن توست و بازگشت همگان به سوی توست…