#محرم_96
#امام_سجاد_علیه_السلام_از_کربلا_تا_شهادت
#قسمت_پنجم
شاهد واقعه
در زمینه حضور امام سجاد علیه السلام در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنههاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد علیه السلام در برهه آغازین نهضت، آگاهىهاى زیادى از تاریخ به دست نمىآید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین علیه السلام هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمىخورد؛ آنچه که هست از این تاریخ به بعد است. اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زینالعابدین علیه السلام در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مىگوید: شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى که بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمودند: خدا را ستایش مىکنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مىگویم…. من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صلهرحم پاىبندتر از اهلبیتم نمىشناسم. خداوند شما را جزاى نیک عنایت کند. من مىدانم که فردا کار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مىدهم و بیعت خود را از شما بر مىدارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده کنید و هر یک از شما دست یک تن از اهلبیت مرا بگیرید و در شهرها پراکنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد. این مردم تنها مرا مىخواهند و چون بر من دست یابند با شما کارى ندارند». امام علىبنالحسین علیهما السلام در آن شب که بیمار نیز بود، شب غریبى را سپرى مىکرد. و با چشمان خویش عظمت روح حسینبنعلى علیهما السلام و شهامت و وفادارى اصحاب را دید و خود را براى روزهاى واپسین آماده مىساخت. در صحنه دیگر از آن شب مىخوانیم که امام سجاد علیه السلام مىفرماید: «شبى که بامداد آن پدرم کشته شد من بیمار بودم و عمهام زینب پرستار من بود. پدرم در حالى که این بیتها را زمزمه مىکرد نزد من آمد: یا دهر افٍّ لک من خلیل کَمْ لَکَ فى الاشراق و الأَصیل من طالبٍ و صاحبٍ قتیل و الدّهر لایقَنُع بالبدیل و انّما الأمر الى الجلیل و کلُّ حىٍّ سالکُ سبیل من مقصود پدرم را از خواندن این بیتها دریافتم و گریه گلویم را گرفت امّا گریه خود را باز داشتم و دانستم که مصیبت فرود آمده است»
منبع:جهاد الامام السجاد علیه السلام
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت (قسمت پنجم)