#اقتصاد_بابرجام_اروپایی_درست_نمیشود
#قسمت_چهارم
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به منابع و ذخایر طبیعی و معدنی، ظرفیتهای سرزمینی، نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده، دسترسی به آبهای بین المللی و دیگر نقاط قوت کشور تأکید کردند: کارشناسان معتقدند اگر ایران از این ظرفیتها بدرستی استفاده کند جزو اقتصادهای پیشرفته خواهد شد.
ایشان افزودند: باید با توجه به این واقعیتها برنامه ریزی و تدبیر کرد و به پیش رفت.
رهبر انقلاب با اشاره به جلسه چند هفته پیش با مسئولان کشور درباره مسائل اقتصادی افزودند: تصمیمات آن جلسه باید با جدیت پیگیری شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه امریکایی ها وزارت خزانه داری خود را به اتاق جنگ علیه ایران تبدیل کرده اند افزودند: باید ستاد مقابله با این شرارت دشمن در مرکز اقتصادی دولت تشکیل شود و وزارت خارجه نیز به این مسئله کمک کند.
رهبر انقلاب افزودند: اقتصاد مقاومتی علاج همه مشکلات کشور است و امروز با توجه به اقدامات دشمن، باید بخشهایی از اقتصاد مقاومتی در اولویت قرار گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، «اقتصاد مردمی» و ورود واقعی مردم به عرصه اقتصاد را کاملاً ضروری خواندند و افزودند: اقتصاد دولتی جواب نمی دهد و همانگونه که بارها گفته ام باید سیاستهای اصل 44 جدی گرفته شود و بخش خصوصی را وارد میدان کنیم.
رهبر انقلاب فلسفه تشکیل صندوق توسعه ملی را کمک به بخش خصوصی برشمردند و خاطرنشان کردند: این صندوق کاملاً در اختیار دولت است اما منابع صندوق باید در اختیار فعالان بخش خصوصی قرار گیرد و نباید صرف مصارف جاری شود.
حضرت آیت الله خامنه ای اقتصاد نفتی را از عیوب اساسی اقتصاد ایران خواندند و خاطرنشان کردند: 20 سال پیش گفتیم باید به جایی برسیم که هر وقت اراده کردیم درِ چاههای نفت را ببندیم و این ممکن است.
رهبر انقلاب افزودند: امروز ما اسیر نفت هستیم چرا که قیمت گذاری و خرید یا عدم خرید آن دست دیگران است این وضع باید تغییر کند و نفت به عنوان سرمایه ملی، واقعاً در اختیار ما باشد و وابستگی به آن را روز به روز کم کنیم.
اهمیت دادن به اقتصاد دانش بنیان، توجه به جوانان کارآفرین در رسانه ها، تقویت تولید داخل، اهمیت فراوان به کالای ایرانی و خودداری مطلق همه دستگاهها از خرید محصولات غیر ایرانی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب مورد تأکید قرار دادند.
ایشان در نکته پایانی این بخش از سخنانشان تأکید کردند: مسائل اقتصاد را نباید به برجام و امثال آن گره بزنیم، دیدید با برجام هم مشکل اقتصاد درست نشد بنابراین اقتصاد به عوامل دیگری نیاز دارد.
حضرت آیت الله خامنهای در ادامه به سیاست خصمانه امریکاییها در القای بنبست و تزریق ناامیدی و ناتوانی در جامعه اشاره کردند و گفتند: ملت ایران امروز به استقلال، ایستادگی، آبروی بینالمللی و نفوذ منطقهای خود افتخار میکند اما دشمن به دنبال آن است که با شایعه، دروغ و برجستهسازی ضعفها، این احساس افتخار را از ملت سلب کند و با شکست جلوه دادن پیروزیها و پیشرفتها، حرکت امیدوارانه را که حلال مشکلات کشور است، از بین ببرد.
ایشان هدف جمهوری اسلامی را سربلند کردن اسلام وتحقق شریعت اسلامی در جامعه خواندند و در جمعبندی این بخش از سخنانشان تأکید کردند: ما با شناخت ظرفیتها و توجه به تجربهها و از همه مهمتر با استمداد از خداوند متعال،بدون تردید توانایی غلبه بر همه مشکلات اقتصادی را خواهیم داشت.
بخش پایانی سخنان رهبر انقلاب اسلامی به ارزیابی عملکرد سازمان ملل و تأکید بر لزوم پیگیری چند پرونده مهم از جنایات حقوق بشری امریکا اختصاص داشت.
ایشان عملکرد سازمان ملل را نامناسب و تحت نفوذ امریکا دانستند و گفتند: چندی قبل دبیرکل سازمان ملل یک روز پس از محکوم کردن جنایات سعودیها علیه مردم یمن، حرف خود را پس گرفت. این نمونهها نشان میدهد سازمان ملل تحت فشار امریکا و قارونهای منطقه خلیج فارس است.
رهبر انقلاب اسلامی در برشمردن جنایات و پروندههای حقوق بشری امریکا به مواردی همچون «سوزاندن اعضای فرقه داودیها در امریکا در زمان کلینتون»، «نگهداری و شکنجه فجیع زندانیان در زندان های گوانتانامو، ابوغریب عراق و یک زندان امریکایی در افغانستان»، «آزادی فروش سلاح در امریکا به دلیل منافع کمپانیهای اسلحهسازی»، «رفتار وحشیانه پلیس امریکا با سیاهپوستان»، «نقش مؤثر امریکا در ایجاد و حمایت از داعش»، «کمک به رژیم صهیونیستی در کشتار مردم از جمله در کشتار اخیر غزه» و «کمک و حمایت از سعودیها در کشتار مردم یمن و سرکوب مردم بحرین» اشاره و تأکید کردند: سازمان ملل اگر سازمان ملل است و وابسته به رژیم امریکا نیست باید این پروندهها را بهطور جدی پیگیری و کوتاهیهای گذشته خود را جبران کند.
حضرت آیت الله خامنهای در پایان، سخنان جمهوری اسلامی را در مسائل مختلف سخنانی متین، مستدل و قابل اثبات خواندند و افزودند: جمهوری اسلامی در این سالها روزبروز قویتر شده است و حرکت به سمت اقتدار بیشتر را در پرتو استحکام ساخت داخلی و رفتار صحیح مسئولان با مردم همچنان به پیش خواهد برد.
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
موضوعات: "موضوعات مختلف" یا "یازهرا"
#رمز_آزادسازی_خرمشهر
#آزادسازی_خرمشهر_سند_عزت_ایران
خرمشهر فراموش نشود
آزادسازی خرمشهر عزیز از چنگال ارتش بعث رژیم صدام، قطعا یکی از بزرگ ترین سندهای عزت و غیرت و همت ملت ایران در طول تاریخ این کهن «بوم و بر» است. به نظر بسیاری از کارشناسان نظامی جهان و منطقه با وجود دست برتر ارتش بعث و تسلط یافتن بر نقاط حساس مرزی و اشغال چند شهر از جمله شهر بسیار حساس خرمشهر و همچنین برخورداری از دلارها، حمایت ها و تجهیزات فراوان جنگی پیشرفته و امکانات گسترده ای که بسیاری از اعراب از یک سو وآمریکا و برخی از کشورهای غربی و همچنین شوروی سابق از دیگر سو در اختیار صدام قرار داده بودند، اصولا بازپس گیری و آزادسازی خرمشهر تقریبا غیرممکن بود مگر معجزه ای اتفاق می افتاد.
بازپس گیری خرمشهر از چنگ ارتش بعث آن چنان بعید و غیرممکن به نظر می رسید که صدام اعلام کرده بود ایرانی ها قادر به این کار نیستند و اگر بتوانند خرمشهر را پس بگیرند من حاضرم کلید «بصره» را به آنان بدهم و بی گمان همین تسلط و دست برتر ارتش بعث یکی از عوامل مهم تداوم حمایت غرب و شرق و بسیاری از اعراب منطقه از صدام بود. صدامی که رویای فتح سه روزه خرمشهر و یک هفته ای تهران را در سر پرورانده و با همین خیال خام، تجاوز گسترده و همه جانبه را در شهریور 59 به ایران آغاز کرده بود اما از همان ابتدا رشادت های کم نظیر دلاورمردان و نیز زنان این سرزمین و مقاومت های جانانه مردمی و نیروهای نظامی در مقابل سقوط خرمشهر، از این واقعیت حکایت می کرد که رویای دیکتاتور متجاوز هرگز تحقق نخواهد یافت.
البته قطعا باید به این نکته اساسی و واقعیت میدانی توجه داشت که از نظر نظامی با وجود آن شرایط واقعا حساس و پیچیده و خاص، آزادسازی خرمشهر از چنگال ارتش بعث بسیار غیرممکن بود شاید همین واقعیت بخشی از «رمزهای نهفته» در دل این کلام امام عزیز آن پیر سفر کرده بود که فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».
چرا سند عزت؟!
فارغ از ارزش های معنوی و حیثیتی نجات خرمشهر عزیز از زیر چکمه های صدامیان، یادآوری حتی بسیار اجمالی ارزش نظامی آزادسازی خرمشهر،بخشی از اهمیت و ارزش این فتح عظیم را که حقیقتا سند افتخار و عزت ایران است ، روشن می کند.در عملیات بیت المقدس که از دهم اردیبهشت آغاز شد و سوم خرداد 61 به سرانجام رسید بیش از 5000 کیلومتر مربع از خاک کشورمان از اشغال ارتش بعث بیرون آمد.علاوه بر آزاد شدن خرمشهر، هویزه، پادگان حمید و جاده اهواز به خرمشهر نیز از اشغال درآمد، همچنین اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج شد و 180 کیلومتر از خط مرزی نیز تامین شد.در این عملیات بسیار بزرگ و سرنوشت ساز، رزمندگان کشورمان با تقدیم حدود 6000 شهید والامقام از سپاه و ارتش و … موفق شدند علاوه بر دستیابی به این فتح بزرگ و تاریخ ساز، و گرفتن 19000 اسیر از دشمن تاثیر به سزایی در آینده جنگ و به فکر فرو رفتن حامیان غربی، شرقی و اعراب حامی صدام داشته باشند .آزادسازی خرمشهر در آن شرایط که تقریبا همه دنیا از صدام حمایت می کرد، چه حمایت های سیاسی و چه حمایت های بی دریغ اقتصادی و تجهیزاتی و در مقابل حتی از دادن سیم خاردار به کشور ما دریغ می کردند، نشان داد که اراده و غیرت و رشادت و همچنین اتحاد و وحدت ایرانیان در مقابل خصم متجاوز، توانست معجزه بیافریند و نه تنها به صدام اجازه تداوم اشغال خرمشهر و دیگر شهرهای اشغال شده و نقاط مرزی ایران را نداد بلکه اجازه نداد رویای صدام برای تبدیل «خوزستان» عزیز به «عربستان» و نوشیدن باده پیروزی در تهران برای او و هیچ خصم و صدام خوی دیگری تعبیر و محقق شود.
درس و رمز آزادسازی خرمشهر
و از همه این ها مهم تر این که آن دلاورمردان سلحشور از جان گذشته ای که جانشان را و سلامتی و جوانی شان را و همه دار و ندارشان را با اخلاص و همدلی و اتحاد فدای دفاع از ناموس وطن و شرف و حیثیت ایران و ایرانی، جمهوری اسلامی و دین و میهن کردند علاوه بر نشاندن و مهر کردن این سند عزت بر پیشانی تاریخ حماسه آفرین ایرانیان، درسی به یادماندنی و تاریخی به همه دشمنان امروز و فردای این ملک و ملت دادند که تا ایران اسلامی و پیر و جوان و زن و مرد این سرزمین جان در بدن دارند و به عزت و غیرت نفس می کشند و دست در دست هم دارند و همدل و متحد بر گرد تکلیف درخشان و دُرّ بس گرانبهای امنیت و صلابت و اقتدار و تمامیت ارضی و شرف ایران عاشقانه می گردند، هیچ بدخواه و دشمنی جرات نداشته باشد به حریم و حرم اینچنین مردمی نزدیک شود ملتی که برای حفظ استقلال و عزت و شرافت و سرافرازی دین و میهن خود و سرزمین مهد تمدن و دیار علم و ادب و فرهنگ و اندیشه و غیرت ایران، از جان و وجود خود مایه می گذارند.
خداوند بر درجات تمامی شهیدان و رزمندگان آن روزهای حماسه و رشادت و جانفشانی بیفزاید، شهیدان سرافرازمان را با شهیدان کربلا محشور فرماید، جانبازان عزیزمان را با بزرگ جانباز کربلا مانوس فرماید و به همه یادگاران آن روزهای خون و شهادت و حماسه و آزادگان سرافرازمان اجر مجاهدان طاهر عاشورا عطا فرماید.اما مباد که در کوران سیاست بازی ها و سیاسی کاری های برخی و در تراکم اشرافی گری و تجمل گرایی عده ای و در عصیان و نسیان و گریز و گستاخی معدودی، آن حماسه بزرگ و سند عزت و افتخارآفرینان آن سال های دفاع مقدس فراموش شوند و خدای ناکرده، بدهکار، و برخی هر چند اندک نابخرد نمک نشناس بشوند «طلبکار» و مبادا خرمشهری، که روزهای جنگ «خونین شهر» شد و سپس به همت مردان مرد خرمشهر، از دید و نگاه و تصمیم سازی مناسب آقایان پایتخت نشین دولتی و مجلسی به فراموشی سپرده شود!
#آزادسازی_خرمشهر
#زنان_سنگردار_در_نبرد_خرمشهر
#قسمت_اول
روایتی از ایثار و شهامت زنان ایرانی در نبرد خرمشهر
فرازهایی از فداکاری زنان در حماسه ی خرمشهر
زنان ایران با الهام از تعالیم حماسه آفرین قیام عاشورا و رسالت مهم حضرت زینب کبری(س) در هنگام شکل گیری نهضت امام خمینی و اوج گیری این حرکت اسلامی، سهم بزرگی در پیروزی آن ایفا کردند. از هرگونه ایثار، فداکاری و استقامت در این نهضت و دفاع مقدس دریغ نداشته و مشکلات گوناگونی را برای پیش برد اهداف عالی این فروغ فروزان تحمل کردند و آن چنان کارنامه ی زرّینی از خود به یادگار نهادند که امام خمینی(ره) فرمودند: «بانوان ایران در این نهضت پیش قدم بودند، مثل بانوان صدر اسلام بودند، نهضت ما به واسطه ی آنان به پیش رفت. شما بانوان ثابت کردید که در صف جلو هستید. مردان ما مرهون شجاعت های شما زنان شیردل هستند (سیمای زن در کلام امام، 1370، 95).»
نقش زنان مجاهد در تجلی مقاومت، ایثار و عمق حماسه آفرینی های دفاع مقدس جاوید، فراموش نشدنی، درخور تأمل و شایسته ی تکریم و تحسین است؛ چراکه به قول شهید مطهری، اگر در این گونه مسائل زن ها حضوری فعال داشته باشند، نیروی مردان را چند برابر کرده و قوه ی محرکه ای برای رزمندگان و حماسه آفرینان هستند (مطهری، 1385، 210).
بعد از آغاز جنگی نابرابر، قابلیت ها و ظرفیت های مادران و خواهران به لحاظ فکری و عملی برای یک رنگی معنای از خودگذشتگی و ایثارطلبی به نحو شگفت انگیزی آشکار شد و ضمن این که برادران، فرزندان و همسران را مهیای رزم آفرینی می کردند و پشت جبهه را که دچار خلأ عاطفی می گردید، گرم نگاه می داشتند، در قالب پرستاران مجروحان جنگی، امدادرسانی و دفاع از شهرها و روستاها در مقابله با متجاوزان، بی وقفه ایثارگری نموده و روان های خسته را سرشار از شوق، ایمان و پایداری می کردند.
جلوه ی شهامت از جنس بانوان سلحشور
خرمشهر با دست های خالی و تنها با اراده های پولادین جمعی معدود، 34 روز مقاومت کرد و در پایان نه با یک گردان دشمن، بلکه با هجوم یک لشکر به زانو درآمد. درخشش تاریخی سوم خرداد و حماسه ی آزادی خرمشهر، آن قدر عظمت و شکوه داشت که باعث شد اسطوره های این شهر در آغازین روزهای دفاع، کم تر به چشم بیایند. در این میان، نقش مؤثر و شورانگیز زنان مبارز، در شکل گیری حماسه ی مقاومت، بیش تر پنهان ماند. خرمشهر دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دختران و زنانی دارد که خالق حماسه های مقدسی باشند که هر انسانی می تواند بر آن افتخار کند. حضور دختر یا زنی مسلمان در رویارویی مستقیم با دشمنی که به هیچ پیمان دینی، اخلاقی و انسانی پای بند نیست، بسیار دشوار و خطرآفرین است و همین نکته، دفاع مقدس را از دیگر نبردها ممتاز می کند. تمامی بانوانی که برای دفاع از حیثیت دینی و ملی خود در خرمشهر ماندند، کاملاً داوطلبانه و به دور از هرگونه اجباری، این کار را کردند؛ اما تشکیلاتی در سازمان دهی آن ها مؤثر بود.
یکی از آن ها، مکتب القرآن است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در خرمشهر تأسیس شد. تعداد قابل توجهی از دختران در این مؤسسه، آموزش های اعتقادی و سیاسی را فرامی گرفتند و در ارودهای تفریحی آن شرکت می کردند. با شروع تهاجم بعثی ها، ساختمان مکتب مزبور محلی برای پشتیبانی رزمی سلحشوران گردید. همان زمان و با جهت گیری دفع فتنه ی دشمن، گروهی از جوانان خرمشهری و آبادانی، گروه ابوذر را تأسیس کردند که کانون آن در شهر آبادان بود و جذب و ارسال نیرو و مهمات به خطوط مقدم جبهه از فعالیت های اصلی اش بود. اگرچه اکثر اعضای آن مرد بودند، عده ای از زنان در قالب برنامه های این گروه در نبردها حضور می یافتند. «فاطمه ناهیدی» از آن جمله است. «سهام طاقتی» هم در خاطرات خود به دو دختر اصفهانی اشاره دارد که خود را به خونین شهر رسانیدند و در دفاع از این دیار شرکت کردند که یکی از آنان هنگام انجام وظیفه به شدت مجروح شد (اطلاعات، 1385، 7).
خواهران در خط مقدم نبرد
بنا به تأکید و توصیه ی فرمانده والامقام سپاه خرمشهر، شهیدمحمد جهان آرا، تمامی بانوان آماده ی دفاع از خرمشهر در سپاه و کانون، آموزش های نظامی را دیدند و با تهاجم دشمن به امور گوناگونی چون: حفاظت از محل استقرار و سنگرها، حفاظت از مهمات، جمع آوری و تخلیه ی شهدا و مجروحان، رسیدگی به زخمی ها، پرستاری از مجروحان و غیره پرداختند.
یکی از خواهران بسیجی می گوید که صندوق های مهمات بسیار سنگین بودند و مسافت طولانی و حمل آن ها برای زنان بسیار دشوار بود؛ ولی شوق به اسلام و خدمت به انقلاب اسلامی و شور شرایط دفاع و حماسه باعث می شد زنان برای جابه جایی این امکانات احساس سنگینی و فشار نکنند و حتی با دست های خون آلود و زخمی آن ها را جابه جا کنند. خواهران به دلیل کمبود آب و وقت و مسائل امنیتی، موهای خود را تراشیده بودند و شب ها با چادر، لباس و پوتین می خوابیدند. خطر اسارت در کمین بود. به دلیل کمبود مواد غذایی، بانوان از نظر جسمی به تحلیل رفته بودند؛ با وجود این، کمپوت هایی را که جیره ی غذایی شان بود باز می کردند و در دیگی بزرگ می ریختند و با یخ خنک می کردند و برای برادرانی که در خط مقدم بودند، می فرستادند. یکی از رزمندگان می گوید: «در مزار خرمشهر زن 65 ساله ای را دیدم که سلاحی بر دوش دارد، گفتم: «مادر چه می کنی؟» گفت: «دختر و پسرم آن قدر جنگیدند تا شهید شدند و این جا خفته اند، می روم تا راه شان را ادامه دهم.» هرچه او را منع کردیم نپذیرفت و گفت وظیفه دارم از دینم دفاع کنم و رفت و جنگید تا به شهادت رسید. تا قبل از نبرد تن به تن، در مسجد جامع شهر، خواهران اجتماع کرده و برای رزمندگان غذای گرم تهیه می کردند. تعدادشان حدود شصت نفر بود و با وجود بارش گلوله های خمپاره، در صحن مسجد بدون هیچ گونه هراسی از مرگ، به انجام وظیفه ی خود مشغول بودند. عده ای از خواهران وظیفه ی نگهبانی را برعهده داشتند
#آزادسازی_خرمشهر
#زنان_سنگردار_در_نبرد_خرمشهر
#قسمت_دوم
رزمنده ای می گوید: «در نبردهای خیابانی خرمشهر، دو خواهر با کیف های کمک های اولیه در خط اول جبهه زیر آتش خمپاره ها به زخمی ها کمک می رسانیدند. زمانی که جنگ شدت یافت و ما دشمن را سنگر به سنگر عقب می راندیم، در اثر انفجار خمپاره چند نفر زخمی شدند. این دو خواهر، خود را به سنگرها رسانیده و مجروحان را پانسمان کردند و در حین انتقال زخمی ها، یکی از آن دو زخمی شد؛ ولی به کار خویش ادامه داد و حتی بعد از رسیدن به بیمارستان، اجازه ی پانسمان زخم خود را نداد و گفت: «می خواهم اول مجروحان دیگر درمان شوند.» فداکاری آن بانوان، خستگی چندین ساعت متوالی جنگ را از تن و روح ما بیرون آورد (آشنایان ناآشنا، 1376، 109).»
پارسایان پایدار
قبل از هجوم سراسری دشمن با توجه به تحرکات مرزی ارتش عراق، خواهران عضو سپاه خرمشهر که بیشتر کار فرهنگی و تبلیغی می کردند، شروع به آموزش نظامی کوتاه مدت کردند؛ اما به علت گسترش جنگ، آموزش ناتمام ماند. «سکینه خورسی» در این باره گفته است: «فرصتی برای تعلیم نظامی تمام خواهران به وجود نیامد. ناچار شب ها با همان آموزش های مختصر به خط مقدم می رفتیم و دفاع می کردیم. خمپاره از چپ و راست می آمد. ایثار و فداکاری در اوضاع سخت، اوج می گرفت. به گفته ی برادر «بیگی» مسئول یکی از گروه های رزمنده: «در ماجرای خرمشهر رشادت برخی خواهران حتی از برادران بیش تر بود.»
«شهناز حاجی شاه» که چند روزی مهمان گروه ما بود، از نظر اخلاق، شهامت، عفاف و عزت نفس، اسوه ای کم نظیر بود. شجاعانه می جنگید و حتی در اوج درگیری ها، کسی تار مویی از وی ندید و کلامی جز سلام از او نشنید. وقتی برای استراحت به عقب برمی گشتیم، او به سرعت مشغول آماده کردن غذا می شد. این بانوی مقاوم، سرانجام به آرزوی خود رسید و در جلو مقرّ همیشگی اش، مکتب القرآن، زمانی که آمده بود برای سنگرها غذا ببرد، همراه با دوست خود «شهناز محمدی» بر اثر اصابت آتش دشمن به شهادت رسید و از برادرش حسین که چند روز بعد به این فوز نایل آمد، سبقت گرفت.»
«سهام طاقتی» می گوید: «مسئولیت تدارکات جبهه را به ما سپردند. مردم مدام می آمدند و اسلحه می گرفتند. روز دوم اعلام شد به سنگربندی و کوکتل مولوتف نیاز است؛ بلافاصله عده ای از خواهران برای سنگرسازی بسیج شدند. با اجرای آتش سنگین روی خرمشهر، خروج خانواده ها از شهر و ضرورت حضور گسترده برای مقابله با دشمن، از تعداد امدادگران مرد کاسته شد و خواهران میدان دار این فعالیت مشقت آور شدند.»
خواهر دیگری می گوید: «شب ها در سنگرها می خوابیدیم که نمناک بود و مارمولک های زیادی در آن ها دیده می شد. هر کسی وظیفه ی خود را انجام می داد و از مرگ هراسی نداشت و حتی به آن فکر نمی کرد. با تشدید آتش دشمن، خمپاره ای به محل تقسیم خواروبار اصابت کرد و همه چیز را به هوا فرستاد. عراقی ها همه جا را زیر آتش توپ و خمپاره گرفتند. از این روی، اعلام شد خواهران نباید در شهر بمانند که گرفتار متجاوزان بعثی می شوند و چون هر لحظه احتمال اسارت می رفت، موافقت کردیم برویم؛ اما قبل از رفتن، محل غنایمی را که در کمدها و زیر گونی ها مخفی کرده بودیم، به برادرها گفتیم و از شهر خارج شدیم (فرهنگ ایثار، 1382).»
منابع:
1. آشنایان ناآشنا(1376)، ج 3، تهران: کنگره ی نقش زنان در دفاع و امنیت.
2. روزنامه ی اطلاعات، 21 / 4 / 1385، ش 33674.
3. سیمای زن در کلام امام خمینی(1370)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ چهارم.
4. مطهری، مرتضی(1385)؛ آینده ی انقلاب اسلامی ایران، تهران: صدرا.
5. نشریه ی فرهنگ و ایثار، 23 / 2 / 1382، ش6.
#آداب_و_فضیلت_نماز_جعفر_طیار
#قسمت_اول
شاید یکی از سوالاتی که در ذهن ما وجود داشته باشد وجه تسمیه لقب “طیار” یا ” ذوالجناحین” برای آن حضرت است.نماز جعفر طیار
در تاریخ و اخبار و روایات ذکر شده است که “طیار” لقب جعفربن ابی طالب پسر عم پیغمبر اکرم (ص) و برادر ارشد امیرمؤمنان(ع) امام اول شیعیان است که در سال هشتم هجری در جنگ موته واقع در شام پرچمدار مسلمین بود او آن قدر جنگید تا هر دو دستش به ضرب شمشیر دشمنان از بدن جدا شد ولی جعفر که مردی شجاع و مؤمن بود با آنکه دو دست در بدن نداشت پرچم اسلام را با دو بازوی بریده خویش بر سینه برافراشته داشت تا مسلمین روحیه خویش را نبازند و وحشت زده نشوند. در این حال بود که در اثر ضربات دشمن از میان دو نیم شد و به گفته یعقوبی:«پس هر پستی برای رسول خدا (ص) برافراشته شد و هر بلندی برای او پست گردید تا شهادت گاه های آنها را دید و گفت:” ای جبرئیل، من زید را پیش داشتم و خدا جعفر را برای خویشی تو پیش داشت. رسول خدا (ص) با آگاه شدن از خبر شهادت جعفر بسیار اندوهگین شد و گریست و فرمود که خداوند به جای دو دست، به وی دو بال داد که با آنها در بهشت، پرواز می کند از همین رو جعفر به ذوالجناحین (دارای دو بال) و طیار مشهور شد.
#نماز_جعفر_طیار_در_روایات
پیامبر برای دادن خبر شهادت جعفر و دلداری از خانواده وی، نزد همسر او اسماء بنت عمیس آمد، فرزندان جعفر را خواند و با آنان مهربانی کرد و به اسماء تعزیت گفت و از خداوند خواست که در میان فرزندان و ذریه جعفر، جانشین صالح و نیکی برای وی قرار دهد فاطمه زهرا (س) نیز که جعفر پسرعموی وی بود بر او گریست. رسول خدا(ص) فرمود که بر مثل جعفر باید که گریه کنندگان بگریند، همچنین سفارش کرد که به آل جعفر رسیدگی شود؛ زیرا که آنان سرگرم عزا هستند و به فاطمه فرمود که برای خانواده جعفر به مدت سه روز غذا تدارک بیند، بعدها رسول خدا(ص)، خود به امور فرزندان جعفر رسیدگی می کرد.
اما درباره علت معروفیت نماز جعفر طیار گفته شده از آن لحاظ است که وی بیشتر اوقات شبانه روز خود را به نماز و دعا در پیشگاه پرودگار می گذرانید و نمازهای طولانی می خواند به طوری که کمتر کسی از این بابت به پای او می رسیده است.