حقیقت تقوا
رسول خدا (ص) فرمودند: « یا اباذرُ إنَّ اللهَ تَبارکَ وَ تعالَ لا یَنظُرُ إلی صُوَرِکُم و لا إلی أموالکُم و الکِن یَنظُرُ إلی قُلُوبِکُم و أعمالِکُم یا أباذرُ التَّقوی مهُنا و أشارَ إلی صَدرِهِ» ، « ای اباذر!خداوند تبارک و تعالی به صورت ها و اموال شما نگاه نمی کند و آن را موجب فضیلت و برتری نمی داند و لکن به قلب ها و اعمال شما نظر می کند . ای اباذر تقوا اینجاست و با این جمله به سینه خویش اشاره نمود .»[1]
«ذَٰلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» ، «این است [برنامه های حج و حدود و مقرّرات خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دل هاست. »[2]
از آیات قرآن و روایات و سخنان علماء استفاده می شود که حقیقت تقوا یک « امر درونی و نفسانی » است و به عبارت دیگر احساس مسئولیت و تعهد کردن در برابر دستورات خداوند متعال است . به تعبیر علماء اخلاق ، تقوا ملکه ای است در درون انسان که او را از ارتکاب گناه حفظ می کند و عاملی باز دارنده در برابر انحراف و نافرمانی پرودگار متعال و پشتوانه ای بر انجام وظایف می باشد . این ملکه و عامل درونی بر اثر ممارست در اطاعت و پرهیزگار صحبت حاصل شود . و ترک گناه و اطاعت را آسان می کند .
تقوا گاهی به طور مطلق نوشته و گفته می شود و گاهی به چیزی اضافه و متعلق برای آن بیان می گردد. به عنوان مثال می گوییم تقوای زبان ، تقوای سیاسی، اجتماعی ؛ پزشکی و … در ضمن تقوا امری اخلاقی است .