#خدا_شناسی_و_راه_های_اثبات_وجود_خدا.
خدا کیست یا چیست؟ نحوه اثبات خدا چگونه است؟
تصور ذات خداوند برای ما که موجوداتی محدود و مادی هستیم، امری است محال و معرفت بشری نمی تواند به کُنه ذات پروردگار دست یابد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «همت ها هر اندازه دورپردازی کنند، او را نمی یابند و زیرک ها هر اندازه در ژرفای دریای اندیشه فروروند، به او نائل نمی گردند. [1] »
عدم امکان معرفت حقیقی ما به ذات پروردگار متعال، به این دلیلی است که ذات باریتعالی نامحدود است و ما محدود، و محدود به کنه نامحدود راهی ندارد. علاوه، ما پیوسته در زندگانی مادی خود به یک سلسله معلولات جسمانی که آغشته به یک رشته قیود جسمانی و زمانی و مکانی می باشند، گرفتاریم و هیچ گاه حواس و تخیل ما یک موجود بی قید و شرط و مطلق را نمی تواند تصور کند. در عین حال ما یقین داریم که خدایی وجود دارد، زیرا این جهان هستی نمی تواند بدون خالق و مدبر باشد، پس خالق توانایی دارد.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: «تو آن خدایی هستی که در عقل ما نمی گنجی تا در معرض وزش اندیشه ها نقش پذیر کیفیات بشوی، و نه تحت کنترل فکر در می آیی تا محدود و قابل تغییر باشی. [2] »
در بعضی از روایات آمده است: «هم چنان که از چشم ها پنهان است، از عقل ها پنهان است.»
آن چه از سخنان معصومین علیهم السلام استفاده می شود، محدودیت قدرت سیر عقلانی بشر است، نه ناتوانی و ممنوعیت کامل عقل بشر. بنابراین گر چه خداوند را بطور کامل نمی توان شناخت، ولی اولا اصل وجودش را نمی توان انکار کرد، و ثانیا با استفاده از شناخت صفات او می توان به یک شناخت نسبی رسید و گفت: خداوند وجود مطلق، کمال مطلق، غنای مطلق، قدرت مطلق، علم مطلق و بطور کلی ذاتی است که دارای تمام کمالات و فاقد هر شناخت هر یک از این راه ها، نیازمند شرح و توضیحات فراوان است که در این مختصر نمی گنجد. ما در اینجا توضیح مختصری داده و توضیح مفصل را در مراجعه شما به کتب های مفصل خداشناسی و راه های اثبات وجود خدا می دانیم [3] .
مراد از راه دل یا فطرت این است که انسان به سبب ساختمان خاص روحی خود، متمایل و خواهان خدا آفریده شده است. در انسان، خداجویی و خداخواهی و خدا پرستی نهاده شده است. همچنانکه غریزه جستجوی مادر در طبیعت کودک نهفته شده است.
خدا خواهی و خدا جویی نوعی جاذبه معنوی است میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف، و کانون هستی یعنی کمال مطلق، از سوی دیگر و انسان بدون آن که خود بداند، تحت تاثیر این نیروی مرموز قرار دارد.
دانمشندان روان شناس و روان کاو، در قرون اخیر به این حقیقت پی برده اند و به آن اعتراف کرده اند. از جمله این دانشمندان می توان به دکتر الکسیس کارل [4] ، ویلیام جیمز [5] ، پاسکال [6] ، برگسون [7] و… اشاره کرد.
1- راه حس و علم (از راه طبیعت):
مراد از این راه، راه مطالعه در خلقت است که این راه را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف- تشکیلات و نظاماتی که در ساختمان جهان بکار رفته است.
ب- هدایت و راهنمایی رموزی که موجودات در مسیر خویش می شوند.
ج- از راه حدوث و پیدایش عالم.
2- راه عقل (از راه استدلال و فلسفه)
این راه یک راه برهانی است که برهان های این راه را به سه قسم می توان تقسیم بندی کرد ارسطوی، سینوی و صدرایی.
برهان ارسطویی همان برهان معروف «محرک اول» است که بر پنج اصل زیر بنا شده است:
الف- حرکت نیازمند به محرک است.
ب- محرک و حرکت زمانا توأم هستند، یعنی انفکاک زمانی ندارند.
ج- هر محرک یا متحرک است یا ثابت.
د- هر موجود جسمانی متحرک و متغیر است.
هـ- تسلسل امور مترتبه غیر متناهیه محال است.
نتیجه این اصول پنجگانه این است که: سلسله حرکات منتهی می شود به محرکی که متحرک نیست، و او خداست.
برهانی سینوی برهان معروف ابن سینا است که از راه تقسیم موجود به واجب و ممکن و نیازمندی ممکن به مرجع و امتناع دور و تسلسل، بر اثبات خالق استدلال کرده است. برهان صدرایی، همان برهان صدیقین است که در آن برای اثبات ذات حق چیزی به عنوان واسطه قرار نگرفته است. این برهان مبتنی بر اصول فلسفی اصالت الوجود، وحدت وجود، معدوم نشدن وجود، مساوی بودن حقیقت وجود و کمال، و… است که در فلسفه مفصل بحث شده است و ما در اینجا اشاره ای کردیم و شما را به مطالعه کتاب ارزشمند اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، با پاورقی های استاد شهید مطهری دعوت می کنیم تا هر چه بیشتر با این راه ها آشنا شوید.
[1] خطبه 1.
[2] نهج البلاغه، خطبه 89.
[3] آفریدگار جهان، مکارم شیرازی- هستی بخش، سید عبدالکریم هاشمی نژاد- خداشناسی، محمدی ری شهری و…
[4] رساله نیایش، ترجمه دکتر علی شریعتی، به نقل از اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، ص 36.
[5] همان.
[6] دین و روان، ترجمه مهدی قائنی، به نقل از اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، ص 36.
و سیر حکمت در اروپا، ج 2، ص 14، به نقل از اصول فلسفه و روش رئالیسم.
[7] همان، ج 3، ص 321، به نقل از اصول فلسفه و روش رئالیسم.
موضوعات: "موضوعات مختلف" یا "یازهرا"
#محض_یار
#فرازهایی_از_نعمات_عطا_شده_به_اولیای_الهی_ع_در_دعای_ندبه
#فراز_پنجم
در فراز بعدی امام صادق علیه السلام میفرمایند ﴿وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ﴾ خدایا تو با وحیت به اولیائت کرامت بخشیدی. یعنی آنها برای جریان مهدویت نیاز به ابزاری به نام وحی دارند، به همین دلیل در فرازهای قبلی حضرت میفرمایند که ملائکه را نازل و آن بزرگواران را با ذکر علی (عالیترین محضریت ها) آشنا و عالیترین تعریف ها را از برنامه به آنها عطا کردی تا با تبیین روشن وارد جریان مهدویت شوند.
#فراز_ششم
در فراز بعدی امام صادق علیه السلام میفرمایند ﴿رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ﴾ یعنی خدایا تو با عطای علم خود به آنها یاری رساندی. لذا همه ی محبت هایی که در این دعا نسبت به اولیاء الهی مطرح میشود، مربوط به جریان مهدویت است.
نگرش ما تا به امروز نسبت به انبیاء و رسولان الهی اینگونه بوده است که رسولان یک به یک با فاصله های بسیار زیاد تشریف آوردند تا مردم را به دین های مد نظر دعوت کنند. در حالی که امام صادق علیه السلام اینگونه به جریان نظام رسولان نگاه نمیکنند، بلکه برنامه های رسولان را کاملاً مرتبط به هم میدانند.
اینگونه نیست که هر رسولی تشریف آورد برای خودش به صورت جزیره ای کار کرد، مثلاً نوح علیه السلام در طی 2 هزار سال حیات، یک هدف را دنبال و دیگر اولیاء تا سیدمان رسولالله صل الله علیه واله وسلم که کاملترین دین را آوردند، هدفی دیگر را دنبال کردند.
امام صادق علیه السلام از جریانی صحبت به میان میآورند که خداوند برخی از اولیاء را وارد آن میکند و ابزارهایی به آنها تحویل میدهد، تا در جریانی بسیار بزرگ از ابزار استفاده کنند و به سمت هدف نهایی آن یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه پیش ببرند.
لذا امام زمان عجل الله تعالی فرجه میفرمایند که من وارث انبیاء هستم، یعنی هر چیزی که در جریان رودخانه ی اولیاء الهی قرار گرفت قرار است به سمت من سرازیر شود. آن فرد اصلی که تمام معجزات رسولان الهی را قادر است استفاده کند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
#فراز_هفتم
در فراز بعدی حضرت میفرمایند ﴿وَ الْوَسِیلَهَ إِلَى رِضْوَانِکَ﴾ یعنی خدایا تو اولیائت را وسیله ای به سمت رضوان قرار دادی.[10]
رسولان الهی چون در جریان مهدویت قرار گرفتند، مانند کشتی های نجاتی افراد را به سمت رضوان الهی حرکت میدهند و هر کسی با این بزرگواران همراه شود به رضوان الهی دست پیدا میکند. این موضوع در حالی است که طبق آنچه در قرآن کریم مطرح شده، وسیله از صدر اسلام قرار داده شده است، یعنی خداوند فقط اهل بیت علیهم السلام را وسیله ی به سمت خودش قرار داده است. اما خداوند رسولان و اولیاء الهی را خلیفه های اهلبیت علیهم السلام در زمان خودشان قرار میدهد، به همین دلیل است که حتی رسولان هم اجازه حرکت دادن مردم را به سمت رضوان الهی را دارند.
تا به اینجا امام صادق علیه السلام جریان مهدویت را توضیح دادند و از فرازهای بعدی حضرت ماجرای خود رسولان را یک به یک توضیح میدهند. این مطلب خیلی جالب است که امام صادق علیه السلام 150 سال قبل از میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه با ایشان مناجات میکنند، 150 سال قبل از میلاد به وجود نازنینی افراد متوسل شوند و با ندبه و التماس از او حاجت میخواهند.
#محض_یار
#فرازهایی_از_نعمات_عطا_شده_به_اولیای_الهی_ع_در_دعای_ندبه
#فراز_چهارم
امام صادق علیه السلام در ادامه ی جریان مهدویت میفرمایند ﴿وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِیَا﴾ خدایا تو برای رسولانت عالیترین محضریت و گویاترین تعریف را مقدم کردی. یعنی خداوند اولین کسانی را که با ماجرای مهدویت آشنا و عالیترین تبیین ها را برایشان مقرر کرد، اولیای الهی بودند که در رأس شان رسولان اوالوالعزم قرار داشتند.
در عبارت بعدی حضرت میفرمایند ﴿وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ﴾ و تو به خاطر جریان مهدویت ملائکه خودت رو بر آنها هبوط دادی و پایین فرستادی، به همین دلیل در جریان با وحیت به آنها کرامت بخشیدی.
حال با توجه به مطالب ذکر شده متوجه میشویم که چرا امام صادق علیه السلام در فراز ابتدایی فرمودند ﴿اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیائِکَ﴾.
حضرت صادق علیه السلام به جای اینکه بخواهند در دعای ندبه درخواست و یا شکایتی را به درگاه الهی داشته باشند، جریانی را مطرح میکنند که غیر از زاویه تاریخی است، بلکه نگاهشان به نظام بشری است که افراد یک به یک پشت سر هم برای برنامه ای که همچون رودخانه به سمت هدفی خاص جریان دارد و به اقیانوس مهدویت منتهی میشود، تشریف آوردند.
#محض_یار
#فرازهایی_از_نعمات_عطا_شده_به_اولیای_الهی_ع_در_دعای_ندبه
#فراز_سوم
امام صادق علیه السلام ﴿فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ﴾ را اثر دیگر عمل به شرط زهد مطرح میکنند. حضرت میفرمایند خدایا، اولیائت به دنیا بی میل بودند و به شرطی که تو برای آنها مقرر نمودی وفا کردند، نعمات خاصه ات را در دنیا به آنها عطا و اولیائت را قبول کردی، اما این سوال به وجود میآید نسبت به چه موضوعی خداوند آنها را قبول کرد؟
به این دلیل که وارد جریان مهدویت شوند و ببینند که هر چیزی در این دعا مطرح میشود مربوط به جریان مهدویت است و کسانی حق ورود به این جریان را دارند که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه خالص شده باشند.
اولیای الهی مطرح شده در این دعا رسولان اولوالعزم هستند، خداوند وقتی میخواهد جریان مهدویت را شروع کند از بهترین و خالصترین بنده هایش که رسولان اولوالعزم باشند شروع میکند. امام باقر علیه السلام درباره ی اینکه چرا نام این رسولان اولوالعزم شد میفرمایند: در میثاق عالم ذر که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه گرفته شد، پنج نفر عزمشان نسبت به ماجرای مهدویت بیشتر بود و خداوند فرمود که من شما را اولوالعزم، یعنی صاحبان عزم در ماجرای مهدویت و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه قرار دادم.[9]
حضرت میفرمایند ﴿فَقَبِلْتَهُمْ﴾ یعنی اولیائت را مقربشان کردی. این قرب چگونه اتفاق میافتد و نسبت به چه کسی است؟ قرب یعنی کم کردن فاصله، قرب یعنی اولیای الهی خودشان را با امام زمان عجل الله تعالی فرجه نزدیک کنند تا خداوند آنها را برای جریان مهدویت به خدمت بگیرد.
ما علت ارسال انبیا و رسولان را هدایت مردم میدانیم، اما امام صادق علیه السلام علت ارسال رسولان را در دعای ندبه هدایت مردم به ماجرای مهدویت معرفی میکنند. آن چیزی که انبیا قصد داشتند ابتدا خودشان وارد و بعد امت هایشان را با آن آشنا و دعوت کنند، جریان مهدویت بود.
#محض_یار
#فرازهایی_از_نعمات_عطا_شده_به_اولیای_الهی_ع_در_دعای_ندبه
#فراز_دوم
امام صادق علیه السلام میفرمایند ﴿الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ﴾ خدایا تو برای اینکه اولیائت را در جریان مهدویت قرار دهی، آنها را خالص کردی، ﴿اسْتَخْلَصْتَهُمْ﴾ صرفاً به این معنی نیست که خودشان آدمهای با اخلاصی بودند و یا سعی کردند آدمهای خوبی باشند، حضرت میفرماید ﴿الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ﴾ یعنی خودشان نمیدانستند چگونه خالص شوند، تو اینها را برای خودت و دینت خالص کردی، چون آنهایی که در صدر مهدیون، مهدویون و دین خداوند قرار دارند باید بسیار خالص شده باشند.
درباره این استخلاص خداوند میفرمایند: ما ابراهیم علیه السلام و اسحاق علیه السلام و یعقوب علیه السلام را به گونهای خالص کردیم که از همه جا فارق شوند و صد در صد توجه آنها به الدار باشد.
الدار کجاست؟ الدار اشاره به دارالسلام، یعنی ظهور مولایمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه دارد.
حضرت در مورد اولیای خالص شده میفرماید ﴿إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ﴾ خدایا تو عالیترین نعمت های مقیم را در اختیار اینها قراردادی، نعمت هایی که انقضایی ندارند و از بین نمیروند.
چه زمانی این نعمات به اولیاء الهی عطا شد؟ حضرت میفرمایند ﴿بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّهِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ﴾ وقتی که خداوند برای اولیائش شرط میگذارد که در دنیا بیمیل باشند، معلوم است که این موضوعات شرایط دنیایی نیست. لذا در روایات امام باقر علیه السلام میفرمایند که این شرط و میثاقی که خداوند از اولیاء الهی گرفت، در عالم ذر بود.
خداوند در عالم ذر (ذر در عالم برزخ قرار دارد، قبل از اینکه بخواهد اولیائش را به دنیا بفرستد، آنها را با ماجرای مهدویت آشنا کرد و از آنها پیمان گرفت که وقتی به دنیا رفتند، برای برپایی دین و انتقام از دشمنانش که توسط مهدی عجل الله تعالی فرجه واقع میشود، تلاش کنند.
از آنها پیمان گرفت که باید برای مهدی عجل الله تعالی فرجه زندگی و تمام عمرشان را برای ایشان سپری کنند. از آنها پیمان گرفت که نسبت به زخرف دنیا و ذخایرش بی میل و اوج زهد را داشته باشند، در این فراز زهد به معنای بی رغبتی است، نه استفاده نکردن.